فانتزی‎خوانی باید از مدارس آغاز شود | پایگاه خبری صبا
امروز ۳۱ خرداد ۱۴۰۳ ساعت ۰۵:۵۸
ثمین نبی‌پور از  فانتزی‎نویسی در ایران می‎گوید:

فانتزی‎خوانی باید از مدارس آغاز شود

«مخاطب ایرانی باید با داستان‎های فانتزی ایرانی آشنا شود. به‌نظرم اگر کلوپ‎های کتابخوانی در مدارس دایر شود بسیاری از این مسائل حل می‎شود.»

کتاب «قهرمانان المپ» در
پنج جلد (جلد پنجم زیر چاپ است) به نویسندگی ریک ریواردان و با ترجمه ثمین نبی‎پور
و از سوی نشر افق منتشر شده است. «قهرمانان المپ» کتابی چندوجهی است که جهان رب‎النوع‎ها،
الهه‎ها و هیولاهای باستان را در روایتی که به‎طور همزمان در سه زمان باستان،
معاصر و آینده تنیده شده بازخوانی می‎کند. قهرمانان داستان، نوجوانان دورگه‌ای‌
با پدر و مادری اساطیری- هستند که قصد دارند جهان را از نابودی رب‎النوع‎ها و انسان‎های فانی
در برابر تهدیدهای هیولای خفته
(جیا) حفظ کنند… با ثمین نبی‎پور؛ مترجم
این کتاب درباره ادبیات فانتزی در ایران گفت‎وگویی کرده‎ایم که در ادامه می‏خوانید.

در این کتاب سه زمان گذشته
اساطیری، معاصر و مدرن و آینده با هم تلفیق شده
اند که جهان این کتاب را میسازند. درواقع آینده بهواسطه جهان گذشته و مدرن،
در کتاب ساخته می‏شود. در این کتاب خوانشی فعال از زیست رب
النوعها اتفاق میافتد. معمولا کتاب‏های
مربوط به رب
النوعها و داستانهایشان سختخوان و فرّار بودهاند اما خواننده در این
کتاب به‌سادگی با زندگی و ویژگی‌های رب
النوعها و
الهه
ها
آشنا می
شود
که نکات آموزشی زیادی را در خودش دارد.

کتابهایی که در مورد ربالنوعها
وجود دارد (مثلا «ایلیاد» و «ادیسه» هومر) اصلا متن
های آسانخوانی
نیستند. یکی از دلایلی که سراغ این کتاب رفتم و برایم جذابیت داشت، مجموعه همین
رفت‏و‏برگشت‏هایی است که بین دنیای معاصر و اساطیر رومی و یونانی برقرار شده بود.
به‎نظرم این مسئله بسیار جذاب است، درواقع این کتاب با دیگر کتاب‌های جادوگری و
خون‏آشامی (که اکنون در بازار کتاب زیاد شده) متفاوت است و جادو را به‌شکل فعالانه‎تری
وارد جهان مدرن کرده است. این کتاب بار فرهنگی دارد زیرا در حداقل‎ترین سطح داستان‎ها
و نریشن‏های این اساطیر بسیار بر کل ادبیات تاثیرگذار بوده است. در این
کتاب به کاراکتر، گذشته و افسانه‏های مربوط به رب‏النوع‏ها دست برده نشده و آن
ها همچنان انسانهای فناپذیر را تحقیر می‏کنند و فرزندان خودشان را که مادر یا
پدری انسانی دارند جدی نمی‏گیرند و جادوها، نفرین‎ها، افسانه‏ها و… مربوط به
جهان اساطیری نیز همان
ها
هستند که می‎شناسیم.

بازخوانی‎ای که از رب‏النوع‎ها
و حضورشان در جامعه مدرن صورت گرفته باعث می‏شود تا خواننده با کتاب ارتباط فعالی
برقرار کند، چون خواننده به
واسطه حضور جهان مدرن، خودش را دور از داستان نمیبیند و در کنار این مسئله
با پرداخت و شکل حضور رب
النوعها
ارتباط برقرار کرده و با آن
ها همذاتپنداری میکند، موردی که ما در کتاب‎های اساطیری نمی‏یابیم.

بهنظرم این مسئله بسیار به تسلط و چیره‌دستی نویسنده به این حوزه
برمی‌گردد که چطور دنیای الهه‎ها و رب‏النوع‎ها -که برای نوجوانان امروزی بسیار
دور از ذهن است- را خواندنی می‏کند و نیز این
که نویسنده چقدر فضای نوجوانان -و نه فقط ادبیاتشان- را میشناسد. نکته دیگری که در کتاب وجود دارد و خیلی
برایم جالب است؛ هیچ شخصیتی در روایت، صددرصد سیاه یا صددرصد سفید نیست. یعنی الهه
ای (هرا) که همه‌چیز را بههم ریخته، کلی ماجرا درست کرده و کاری کرده
است که بچه
های
داستان گم شوند و حافظه‌شان را از دست بدهند که کتاب اول(قهرمان گمشده) از این
جا شروع میشود جایی که هرا، حافظه جیسون و پرسی را پاک و جایشان را باهم عوض
کرد… در پایان متوجه می‎شویم که این الهه برای هدف والاتری این کار را می‏کند،
آن کارها عاملی می‏شوند که بتوانند از مشکلات به‎وجود آمده نجات پیدا کنند.
نویسنده در این کتاب همیشه به اتفاقات گذشته که در کتاب‎های قبل افتاده است گریزی
می‏زند و این امکان برای خواننده فراهم می‎شود تا ارتباط میان این‏ اتفاقات را به‎راحتی
پیدا کند.

شخصیتها در کتاب کاملا جاافتاده
و یگانه‎اند؛ نحوه حرف
زدن،
دایره لغات، دیدشان نسبت به اطراف، شیوه‎های حل مسئله و… مختص به خودشان است.
برای ایجاد و حفظ این ویژگی‏ها در شخصیت‏ها (مخصوصا جایی که مسائل زبانی مانند
غلط‏خوانی و مشکلات حافظه کاراکترها وارد می‎شود) چه تمهیداتی را لحاظ کردید که
این موارد در ترجمه آسیب نبینند؟

شخصیتپردازی صورت گرفته در این کتاب بسیار جالب است. موردی که خیلی
تلاش کردم تا بتوانم از متن اصلی منتقل کنم تیپ بچه
ها براساس الهه و ربالنوع رومی یا یونانی بود که مادر یا پدر این بچهها در داستانند. درواقع این مسئله که رگه
اساطیری بچه‎ها متعلق به کدام الهه یا رب‎النوع باشد و رومی یا یونانی بودن این
اساطیر روی شخصیت، نحوه حرف‌زدنشان و اصطلاحاتی که بچه‎ها استفاده می‏کردند و…
بسیار تاثیرگذار بود و آن‌ها به شخصیت پدر یا مادرخداگونه
شان نزدیک بودند. این مسئله مورد بسیار جذابی در این کتاب است به
این دلیل که مثلا شما کافی است دو یا سه جمله از حرف
های جیسون را بخوانید تا متوجه شوید که پدرش چه کسی بوده و این
مسئله در مورد همه کاراکترهای داستان نیز صدق می‎کند. درواقع رب
النوعها و الهه‏ها در شخصیتپردازی کاراکتر(دورگه)ها‌ی داستان، حضور پررنگی دارند.

در کتاب، برای این که بتوانم
خواننده را متوجه این نکته
ها
کنم که چرا بچه
ها اینطور حرف می‏زنند و چرا پدرومادرشان اینطوریاند یا مثلا برای این‌که خواننده بتواند ویژگی‎هایی را در دو یا
سه کاراکتر، مانند خوانش
پرشی،
اشتباه در دید و نوشتن، را درک کند و نیز این ارتباطات را راحت
تر بیابد و با آن‌ها برقرار کند، توضیحاتی
را براساس منابعی که موجود است به کتاب اضافه کردم.

یکی دیگر از ویژگیهای کتاب که آن را بسیار
جذاب می
کند
سرعت کتاب است. در کتاب شما درحال بمباران
شدن اتفاقات هستید حتی زمانی که کاراکتری با خودش مونولوگ درونی
دارد. این ویژگی مخاطب داستان را هیجان
زده می‏کند؛ برای حفظ ریتم و سرعت داستان چه تمهیداتی را لحاظ
کردید؟

اولین چیزی که در حین ترجمه
کتاب به آن توجه داشتم این بود که خودم را جای نوجوانانی بگذارم که کتاب را خواهند
خواند. نکته بسیار مهمی که در کتاب وجود دارد این است که از بین هفت نوجوان در
داستان شخصیتی وجود ندارد که شما بتوانید روی آن اسم بگذارید و بگویید این شخصیت
اصلی است. هیچ کدام این دورگه‏ها شخصیت اصلی نیستند و هرکدام خط داستانی مجزا و
گاهی اوقات موازی با دیگر کاراکترها دارند. همین مسئله باعث می
شود تا اتفاقاتی که برای این شخصیت‏ها میافتد به پیشبرد بخشی از داستان کمک ‏کند.
این
شیوه از نقش دادن به کاراکترها همه شکلهای قضیه را ثابت نگه‌می‏دارد و نمی‏گذارد
جایی(بخش از داستان) از قلم بیفتد و از ریتم خارج شود.

کتاب‌های فانتزی ترجمه ‌شده
در ایران جزو کتاب‏های پرفروشند و با استقبال روبه‏رو می‏شوند اما کتاب‎های فانتزی‎
ایرانی از موهبت فروش بالا برخوردار نیستند. به‎نظرتان چه عواملی در پیش آمدن این
وضعیت تاثیرگذار است؟

در ایران نویسنده‏های جوانی
داریم که در این
گونه
داستانی بسیار خوب می‏نویسند؛ مریم عزیزی، آرمان آرین، سیامک گلشیری (که به
‎طور جدی کتاب‌هایی در مورد خونآشام‏ها مینویسد)
و مسلم ناصری. از کتاب‎های خوب این حوزه می‏توانم به کتاب مجموعه «دشت پاسوآ» از
مریم عزیزی اشاره کنم که فضای بسیار عجیبی دارد و خیلی به
روز است که در‌عین‌حال از پایه تمامش فانتزی است و به کاراکترها و
جهان ایرانی پرداخته است، کتاب مجموعه «پَتَش خُوآرگَر» از آرمان آرین که فضایی کاملا
ایرانی دارد و برخی از فضاهای داستانش الهام گرفته‏ شده از ایران باستان و زمان
زرتشت است و کتاب «هفتگانه آذرنگ» که مسلم ناصری چندین‌سال پیش آن را نوشته است. متاسفانه
این کتاب چندان که باید دیده نشد با این
که به‏نظرم در حد شاهکار است؛. به این دلیل که اولین هفتگانه
فانتزی ایرانی است نظیر این کتاب در ادبیات ایران به‌سختی یافت می
شود و اینکه قهرمانش یک دختر است اما اصلا وضعیتی جنسیت‌محور ندارد. یکی از
دلایل دیده
نشدن
آثار ایرانی این است که هنوز خواننده
ها به نویسندگان فانتزینویس ایرانی اعتماد نکردهاند و مورد دیگر این است که برای معرفی این کتابها چندان کار و تبلیغی صورت نمی‏گیرد.

چه مواردی باعث شده کتابهایی که در این ژانر از
داستان، با تمام قوت‌شان، دیده نشوند؟

وقتی شما دارید کتابی در
مورد خون
آشامها می‌نویسید خونآشام تعریف مشخصی دارد و ممکن است خواننده فکر کند که نمیتوان چندان با آن ارتباط برقرار کرد درحالی‌که
اصلا این
طور
نیست من با سی‌و‌اندی سال وقتی مجموعه خون
آشامهای
سیامک گلشیری را می
خوانم
در قسمت
هایی
از کتاب واقعا می
ترسم
و کتاب را می‌بندم، یک‌دور می‌زنم و دوباره سراغ کتاب می‎روم.

ناشران باید در زمینه معرفی
این کتاب‎ها بیشتر تبلیغ کنند و هم کتابفروشی
ها باید برای این کتابها وقت بگذارند حتی یک دیزاین خوب برای ارائه کتاب، روی فروش یک
کتاب می‏تواند بسیار تاثیرگذار باشد. کتابفروش
ها دوست دارند کتاب‌هایشان زودتر به فروش رود و از بابت فروش
خیالشان راحت بنابراین برای کتاب‎هایی از این دست وقت و انرژی‎ نمی‎گذارند. مخاطب
ایرانی باید با داستان
های
فانتزی ایرانی آشنا شود. به‌نظرم اگر کلوپ
های کتابخوانی در مدارس دایر شود بسیاری از این مسائل حل میشود. مثلا اگر بچهها برای ادبیاتشان تکالیفی در حوزه ادبیات فانتزی ایرانی داشته
باشند در این زمینه بسترسازی خواهد شد. وقتی در مدارسمان چنین تکلیفی تعریف نشده است،
او برای خواندن، کتاب شناخته‌شده
ای را انتخاب میکند. به این دلیل کتابی مانند «قهرمانان المپ» (که هر جلدش حجم
بالا و حدود۵۰۰ تا ۶۰۰ صفحه دارد) در کشورهای دیگر پرفروش می‏شود که بچه‌ها در
مدرسه باید درباره این کتاب بنویسند و جزو آموزششان است. وقتی چنین فضایی وجود
داشته باشد شرایط بسیار فرق می
کند
تا این
که
در بهترین حالت، نوجوان ایرانی فقط در کتابفروشی می
تواند کتابی در این سیاق را ببیند.

در فضای رسمی ادبیات وقتی
صحبت از فانتزی
نویسی
و احضار جهان گذشته است کمتر به اساطیر و نیز ادبیات فولکلور منطقه‏ای اشاره می
شود (که بسترهای مناسبی
هستند) و اولین ارجاع
ها
به شاهنامه و داستان‎های کلیله‌و‌دمنه است که شخصیت‏های شناخته
شدهای برای ایرانیانند؛ این
کاراکترها بیشتر از این
که
مجرایی برای خلق حادثه باشند، افراد خردورز و کم‌حادثه بوده
اند که تیپیکال نیستند بنابراین
در پرداختن به این کاراکترها سرعت زبان پایین و پیشنهادهای نوشتن کم خواهد بود
.

من با این مسئله هم موافقم
و هم مخالف. اگر سنگ بستری داشته باشیم که بتواند به ما کمک کند تا در فانتزی
نویسی، چیزهایی را از آن قرض بگیریم بسیار تاثیر
خواهد بود. ما برای خلق
کردن
جهان جدید به‌اندازه کافی افسانه و اسطوره داریم؛ مثلا سیمرغ. اما چیزی که در ادبیات
رسمی مطرح شود و سراسری باشد نداریم. بالاخره باید از جایی شروع کرد و به این
مسئله توجه کرد که یک نوجوان با یک داستان چطور می
تواند ارتباط برقرار کند و آن داستان را چطور می‎توان بازخوانی و خواندنی
کرد.

اغلب کتابهای حادثه‌ای، جنایی،
فانتزی و… در ترجمه به زبان فارسی با ممیزی روبه
رو می‎شوند، شما برای آسیب‏نزدن ممیزی‏ها به ساختار داستان و
روایت، چه راهکارهایی را در ترجمه در نظر گرفتید؟

البته تمام کتاب‌ها با
ممیزی روبه‏رو می‎شوند و این کتاب‏ها هم از این قاعده مستثنی نبودند. در مورد این
کتاب، ممیزی‎ها شرایط پیچیده‎ای را ایجاد کرده بودند. البته تمام تلاشم را کردم تا
ممیزی‎ها بر داستان اثر سویی نگذارند و برای این منظور ریزه‎کاری
ها و ظرافتهایی را در متن اعمال کردیم که درنهایت این ممیزیها مطلقا آسیبی به روند داستان نزدند.

جلد پنجم(آخر) «قهرمانان
المپ» در چه مرحله
ای
است؟

جلد پنجم اکنون زیر چاپ است
و به احتمال زیاد تا مهرماه در کتابفروشی
ها توزیع خواهد شد.

هوم بزی

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است


جدول فروش فیلم ها

عنوان
فروش (تومان)
  • تمساح خونی
    157/179/302/750
  • مست عشق
    103/237/962/000
  • تگزاس۳
    90/695/261/000
  • سال گربه
    56/709/470/000
  • بی بدن
    44/078/969/500
  • خجالت‌نکش۲
    21/169/122/000
  • آسمان غرب
    10/010/092/500
  • ایلیا‌جست‌وجوی‌قهرمان
    7/337/577/000
  • آپاراتچی
    5/727/672/500
  • نوروز
    3/813/610/500
  • پرویزخان
    3/382/914/500
  • قلهک
    3/216/042/500
  • عطرآلود
    2/358/247/500
  • نیلگون
    492/705/000
  • آبی روشن
    396/660/000
  • تاوان
    182/590/000
  • کوچه‌ژاپنی‌ها
    36/905/000
  • این جمعیت قابل کنترل
    240/000