نقش‌اول تازه سینمای ایران | پایگاه خبری صبا
امروز ۲۵ فروردین ۱۴۰۳ ساعت ۱۷:۵۵
نقدی بر «شکار حلزون» به کارگردانی محسن جسور؛

نقش‌اول تازه سینمای ایران

فرناز زوفا موفق می‌شود تصویر تنهایی و آسیب‌پذیری زنی بی‌پناه را که برای گذران زندگی مجبور به کار پرستاری از سالمندان شده و در این مسیر ناگزیر از محرم شدن با کسی است که حکم اعدام پدرش را صادر کرده است (با تحلیل درستی که از نقش پیدا کرده) به‌خوبی با تماشاگرش به اشتراک بگذارد.

به گزارش خبرنگار سینما صبا، فیلم «شکار حلزون» ساخته محسن جسور، علیرغم همه نقص و کمبودهایش که واکنش برخی از علاقه‌مندان و منتقدان سینمایی را در چهل و دومین جشنواره فیلم فجر برانگیخت، یک نکته جذاب و جالب توجه داشت که حتی به سخت‌گیر‌ترین منتقدان هم اجازه و امکان بی‌تفاوتی و نادیده‌گرفتن را نمی‌داد.
فرناز زوفا بازیگر جوان و خوش‌آتیه‌ای که پیش از این بازی او را در نقش دکتر یاری در سریال «نیکان» به کارگردانی علی سراهنگ و مجموعه «در کنار پروانه‌ها» ساخته داریوش یاری دیده بودیم، در اولین ساخته بلند سینمایی محسن جسور مجالی می‌یابد که با به رخ کشیدن توانایی‌هایش، نوید ظهور استعداد جدیدی را به علاقه‌مندان سینما بدهد که در برهوت بازیگری این سال‌ها که بسیار دیده‌ایم تعداد زیادی از تهیه‌کنندها، بازیگران مطرح یک پروژه را عینا به پروژه دیگر منتقل کرده و این تماشاگر سینما و‌ سریال است که گویی در این برهوت، مجبور است بازیگران ثابتی را در نقش‌های مختلف تحمل کند، همچون هوایی تازه در کالبد سینمای ایران می‌دمد.
اگرچه بسیاری از بازیگران سینمای ایران استعداد و توانایی‌های خودشان را معمولا در مواجهه با بازیگر مقابل و هنگام ادای دیالوگ‌های پینگ‌پنگی بروز می‌دهند، اما در این بین هنرمند خلاقی نیز پیدا می‌شود که ذات و ظرفیت سکوت را درک کرده و از تاثیر ویرانگر یک بازی آرام و درونی آگاه باشد و بتواند درونیات پرتلاطم خودش را نه با دادوفریادهای مرسوم که با سکوتی وهمناک و با اتکا به لرزش عضلات صورت و چشمانی که رازی را در خود نهفته دارد، با مخاطب به اشتراک گذارد.
صحنه اولین ورود مینو (فرناز زوفا) به خانه دکتر که نگاهش معصومیت، خجالت و حضور از سرناچاری او را برای تماشاگر معنا می‌کند، یکی از مهمترین لحظاتی است که به راحتی می‌تواند استعداد بازیگری مثل او را در حرکات کنترل شده بدن و‌ تکنیکی که گویی در وجودش درونی شده‌ است، به تماشاگر منتقل کند.
فرناز زوفا موفق می‌شود تصویر تنهایی و آسیب‌پذیری زنی بی‌پناه را که برای گذران زندگی مجبور به کار پرستاری از سالمندان شده و در این مسیر ناگزیر از محرم شدن با کسی است که حکم اعدام پدرش را صادر کرده است (با تحلیل درستی که از نقش پیدا کرده) به‌خوبی با تماشاگرش به اشتراک بگذارد.
او با شناختی که از اندازه قاب (نگاه کنید به تسلط حیرت‌انگیزی که او در نمای کلوزآپ از خود به نمایش می‌گذارد) در سینما از خود نشان می‌دهد، فضایی را به وجود می‌آورد که در گفت‌وگوهای سه‌نفره، به راحتی می‌تواند نگاه تماشاگر را به سمت خودش جلب کرده و ثابت کند که به راحتی می‌تواند نقش اول بسیاری از پروژه‌های تازه سینمای ایران باشد.

*کمال پورکاوه

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است