برای اجرای موسیقی نمایش «رومولیت» شما از
ادوات مختلفسازی و پرکاشن استفاده میکنید. بهطور کلی طراحی صوتی و موسیقی کار
را چگونه انجام دادید تا درنهایت به این ترکیب از سازها رسیدید؟
ابتدا باید مشخص میشد که موسیقی این نمایش موسیقی ملودیک
است یا فضاسازانه و نویزیک؟ زمانی که کار را دیدم برایم مشخص شد که موسیقی ملودیک
نیست. نظر کارگردان و البته حقیقت ماجرا این بود که متنی را داشتیم به اجرا درمیآوردیم
که هزاران نفر تاکنون اجرایش کردهاند و در طی کار با کلیشههای مختلفی روبهرو
بودیم. فکر کردم چگونه میشود موسیقی اثر را از آن فضای همیشگی و کلیشهای رومئو و
ژولیت خارج کنم به همین دلیل تصمیم گرفتم کار را روی فضای نویزیک پیش ببرم. وقتی
میخواهیم برای یک اثر نویز بسازیم خودش ماجراهای زیادی دارد؛ اینکه شما میتوانید
با سازهای مختلف بسازید یا اینکه از ادوات الکتریک استفاده کنید و باز هم استفاده
الکتریک کلیشهایترین حالت موسیقی نویزیک است و میخواستم از این هم دور شوم.
برای همین از سازهایی مثل «اره» و ادوات دیگر همچون بشکه بهعنوان ساز کوبهای
استفاده کردم. البته از قدیم «اره» را در روستاها بهعنوان ساز استفاده میکردهاند
منتها در ایران استفاده نمیشده است؛ هم میتواند افکتیو باشد و هم ملودیک.
واترفون هم همینطور. شما نویز را میتوانید با گیتار بسازید، با ویولنسل هم
بسازید و با هر ساز دیگر، اینکه آن نویز از حالت کلیشهای خارج شود مهم است. درست
مثل بازیگری که وقتی میخواهید نقش یک معتاد را بازی کنید میتوانید از همان اول
صدایتان را تغییر دهید و چرت بزنید اما شکل دیگرش هم این است که فکر کنید چگونه
اعتیاد را نشان دهید که با همه بازیگرانی که معتاد را بازی کردهاند فرق داشته
باشد. در ساختن موسیقی «رومولیت» سعی کردم همین کار را بکنم. صدای دریا یکی از
همین اصوات بود که سعی کردم با ساز آن را اجرا کنم.
اتفاقا این سوال پیش میآید که آیا این شکل از
تولید صدا در توجه مخاطب به نمایش خلل وارد نمیکند؟
من همه انرژیام را روی موسیقی تئاتر گذاشتهام و مثل بقیه
آهنگسازها میتوانم موسیقی فیلم کار کنم، کنسرت دهم و درآمد خیلی بیشتری هم داشته
باشم چون میخواهم در موسیقی تئاتر صاحب سبک باشم. راجرز یکی از بزرگان موسیقی
تئاتر در سراسر دنیاست. برای یکی از نمایشهای بزرگی که آهنگسازی کرده بود یک لحظه
از دست یکی از شخصیتها خون میچکد. میکروفون روی سینی میگذارد و قطره خون را روی
سینی میچکاند. از او میپرسند که چرا افکت استفاده نکردی؟ پاسخ میدهد همه ارزش
تئاتر به شنیدن صدای واقعی است. باز هم میپرسند چرا از خون واقعی استفاده کردی و
مثلا از آب استفاده نکردی؟ جواب میدهد شما اشتباه میکنید چون غلظت و چگالی آب با
خون فرق میکند بنا بر این صدایشان هم متفاوت است. این دیگر اوج نگاه دقیق به
ماجرای اصوات و موسیقی در تئاتر است. من اعتقادم این است که در موسیقی تئاتر هر
افکتی که استفاده میشود بهصورت زنده باید ساخته شود. یعنی اگر قرار است صدای
هواپیما استفاده شود ترجیح من این است که اگر امکانات اجازه دهد موتور هواپیما را
کنار صحنه داشته باشم، روشنش کنم و صدایش دربیاید، یا اینکه اگر نشد دستکم با سازی
که ظرفیتش را دارد آن صدا را تولید کنم. اگر تماشاگر میخواهد به موسیقی و نوازنده
نگاه کند، انتخاب با خودش است؛ بعضی کارگردانان اعتقاد دارند چون موسیقی فوکوس میکشد
باید جلوی نوزازنده پرده کشید. اینجا هم راجرز اعتقاد دارد که باید بگذارید خود
تماشاگر انتخاب کند کدام را ببیند؛ کاری که من اجرا میکنم هم خودش نوعی نمایش است
و جزئی از نمایش محسوب میشود؛ ممکن است مخاطب واقعا لحظهای دلش بخواهد آن را
ببیند.
خاصه آن که شما چندین و چند ساز را روی صحنه مینوازید
و همزمان نواختن بیش از دو ساز در یک لحظه میتواند جلوهگری هم داشته باشد.
واقعا چرا همزمان؟
در موسیقی تئاتر هر قدر موسیقی پرتر باشد اما تعداد نوازنده
کمتر باشد امتیاز مثبتی برای آهنگساز است. بنابراین یا باید از یک کیبورد استفاده
کنیم و کلا فضا را سمت موسیقی الکترونیک ببریم یا سازهای آکوستیک را پلیبک کنیم و
یا این که ۱۰ نوازنده را کنار صحنه بنشانیم تا ساز بزنند. مخصوصا در تئاتر ایران
که تعداد زیادی سالن بلکباکس با مساحت کم داریم اصلا مقدور نیست که نصف این صحنههای
کوچک را نوازندگان اشغال کنند و کار دشوار میشود به همین دلیل گونهای از
نوازندگان ویرتوز (نوازندگان ماهری که قدرت بالایی در نواختن ساز داشته باشند)
وجود دارند که توانایی همزمان نواختن چند ساز دارند. در موسیقی تئاتر این دسته از
نوازندگان مزیت دارند چون هم موسیقی را پر ارائه میکنند و هم تعداد نوازندگان را
افزایش ندادهاند. یعنی تماشاگر نیامده کنسرت ببیند. نوازنده باید جای شش تا هفت
نفر انرژی بگذارد و صدا و موسیقی تولید کند. این اصول و پایه اصلی موسیقی تئاتر در
ایران است که متاسفانه به آن توجه نمیشود و یا موسیقی الکترونیک یا پلیبک پخش میکنند
و یا یک ارکستر کامل را روی صحنه میبرند.
نکته دیگری هم که وجود دارد این است که رومئو و
ژولیت مضمونی عاشقانه و ازلی و ابدی دارد که معمولا آهنگسازان را به سمت موسیقی
تماتیک و ساختار ملودیک سوق میدهد. شما چه تمهیداتی به خدمت گرفتید که استفاده از
نویز بتواند خلاء موسیقی تماتیک و ملودیهای عاشقانه را پر کند؟
ماجرا این است که به نظرم کسی که موسیقی تئاتر کار میکند
باید کارگردان خوبی هم باشد. یک کارگردان خوب وقتی موسیقی برای کارش انتخاب میکند
خیلی کارش بهتر است تا یک آهنگساز که چیزی از تئاتر نمیداند. این قضیه درباره من
هم صدق میکند چون من کارگردانی هم میکنم و این باعث میشود فضا را بشناسم. وقتی
شما فضا را بشناسید دیگر نیاز ندارید برای یک صحنه دراماتیک از ملودی استفاده کنید.
بله راحتترین حالت ممکن برای یک لحظه دراماتیک این است که شما از ملودی استفاده
کنید. جالب است که درباره تئاتر ایران بهعلت اینکه سیستم صدای مطلوبی نداریم،
معمولا من در اغلب اینگونه صحنهها از فضاسازی استفاده میکنیم تا ساخت ملودیک به
این دلیل که سیستم صدای سالن بهگونهای است که صدای بازیگر شنیده نمیشود و
موسیقی غالب میشود چون میکروفونی که صدای بازیگر تقویت شود معمولا در سالنها
نیست. اگر برای سازها میکروفون گذاشته باشند، فوکوس میکشد و صدای بازیگر شنیده
نمیشود و از سوی دیگر اگر برای سازها میکروفون نگذارند حس صحنه درنمیآید. اینکه
شما در یک فیلم موسیقی دراماتیک را میشنوید و همزمان با صدای فیلم میشنوید و
لذت میبرید دلیلش این است که موسیقی مستر شده و همه باندهای صوتی لولهای درست
دارند.
همیشه گفتهام که دلم میخواهد آهنگسازان تئاتر کمی اطلاعات
کارگردانیشان قویتر شود. ما آهنگسازان بسیار بزرگی داریم که من انگشت کوچکشان نمیشوم
اما شاید شاید مزیتی که من دارم اطلاعاتی است که درباره کارگردانی دارم. این را هم
نباید فراموش کنیم که موسیقی نمایش باید درنهایت در خدمت اثر نمایشی باشد. شاید
موسیقی من در «رومولیت» کمی خودنمایانه باشد اما دلیلش تم موسیقی من نبوده است.
دلیلش این است که مردم ایران خیلی با این شکل و شمایل کار و نوازندگی یک نفر برای
همه سازها خیلی آشنا نبودهاند درحالیکه این در موسیقی تئاتر امر پذیرفتهشدهای
است. هدف من این است که این شکل از موسیقی نمایش جا بیفتد و دیگر جلب توجه نکند.
آرزویم این است موسیقی تئاتر در ایران یک حرکت جدی بکند.
چه پیشنهادی برای توجه بیشتر به موسیقی تئاتر
در جشنوارهها دارید؟
بسیار مهم است که در جشنوارهها موسیقی تئاتر جداگانه داوری
شود چون یک کارگردان در دانشگاه همه واحدهای نور، گریم، صحنه، بازی و… را میخواند
ولی موسیقی چیزی نیست که با دو واحد بشود در آن عمیق شد و اساتید ما که در جشنوارهها
داوری میکنند باید این را در نظر داشته باشند. یکی از آرزوهایم این است که داوری
موسیقی در جشنوارهها یا اصلا نشود یا داور جدا داشته باشد.
البته سال گذشته شاهد بودیم تعداد داورانی که
نمایشها را در طول سال میدیدند نزدیک ۸۰ نفر بودند. خوب میشد از میان این ۸۰
داور سه تا چهار نفر هم آهنگساز باشند؛
خاصه آنکه سیاسیون هم در میان داوران بودند.
دقیقا. در همه شاخهها بود ولی در مورد موسیقی این اتفاق
نیفتاد. بزرگترین آرزویم این است چون واقعا موسیقی در تئاتر میتواند یک نمایش را
زمین بزند یا بالا ببرد.
سهند آدمعارف
هنوز دیدگاهی منتشر نشده است