مرغ‌های معاصری که منشاء بازی‌های خلاقانه شدند | مجموعه رسانه ای صبا
امروز جمعه, ۱۵ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۲۳:۲۶:۱۴
سولماز نراقی:

مرغ‌های معاصری که منشاء بازی‌های خلاقانه شدند

«به‌نظرم رسید هرکدام مشخصاتی دارند که مي‌توانند منشا بازي‌هاي خلاقه با فیگور مرغ باشند؛ این شد که دست به‌کار شدم براي نمایشگاه «الفبال» که ترکیبی از بال و الفبا.»

سولماز نراقی؛ متولد‌‌۵۷ در همدان؛ هنرمند تجسمی، خوشنویس و شاعر
است. او تاکنون نمایشگاه‌هایی را در ایران و دیگر کشورها از آثارش برگزار کرده و
همچنین پرفورمنس‌های متعددی را هم برگزار کرده است. کتاب «شاخ نبات» که حاصل خط‌نگاره‌ها
و گزاره‌هایی پارودیک بر روی فالنامه‌ها بودند از آثار او هستند که نمایشگاهی از
آن آثار هم برگزار شده‌اند. این نمایشگاه شامل تعدادی از آثار مجموعه‌شعر «شاخ نبات»
است که توسط انتشارات دیبایه چاپ و منتشر شده بود. در کنار آن، آثار چاپ نشده‌ای از
همین مجموعه همراه با آثار جدیدی از این هنرمند به‌نمایش درآمده بود. نراقی شاعر و
خطاط این مجموعه، با استفاده از امکانات و ظرفیت‌های موجود در خوشنویسی فارسی و نیز
با خروج از ترکیب‌بندی‌های نفیس و شسته‌رفته خطاطی سنتی، نوعی شعر تصویری ساخته
بود که ضمن برخورداری از طنزی کنایی، برآمده از فرهنگ عامه نیز بودند. او همچنین
پروژه «علائم هشدار» را هم در کارنامه دارد که شامل پیکتوگرام‌هایی فیگوراتیو بر
بستر تابلوهای شهری می‌شدند. او همچنین سال‌۸۳ نمایشگاهی از آثار خوشنویسی با‌عنوان
«فکر، غم و خنده» را در خانه هنرمندان برگزار کرده است. اما نمایشگاه «الفبال» که
حاصل آثار مشترک خط‌نگاره و عکاسی سولماز نراقی و ساجده شریفی است از جمعه ۲۹‌دی‌ماه
در گالری فرمانفرما برپا شده است و در‌حاشیه این نمایشگاه چهار پرفورمنس در چهار‌روز
جمعه برگزار می‌شود. این نمایشگاه در کشور فرانسه هم برگزار و از آن استقبال شده و
قرار است به‌زودی در فرانسه و نیویورک این آثار مشترک به‌نمایش گذاشته شوند. به‌بهانه
برگزاری «الفبال» با سولماز نراقی گفت‌و‌گو کرده‌ایم.

خانم نراقی ابتدا کمی درباره ایده و کانسپت اولیه‌ای که باعث شد سراغ
اجرا و برگزاری نمایشگاه مجموعه «الفبال» توضیح دهید.

می شود گفت مرغ در فرهنگ بصری ما نقش‌مايه‌اي كليدي ست. چه
در نقاشی ایرانی مثل گل و مرغ و چه در خوشنویسی فیگوراتیو که نمونه‌اش را در مرغ بسم‌الله
می‌بینیم. از طرف دیگر در ادبیات عرفانی و رمزی ما هم مرغ به مثابه یک استعاره یا سمبل
همواره جایگاه خاصي داشته است. اما من متوجه شدم كه در ادبیات معاصر كاركردهاي سمبليك
مرغ تغييرات اساسي كرده؛ سعی کردم گذار اين نقش‌مايه را از عصر كلاسيك به دوران ترقي
با كمك تصویر نشان بدهم. به این ترتیب وارد دیالوگ و نوعی چالش با دو سنت شدم؛ یکی
در سنت ادبی و دیگری در سنت تجسمی. نگاه کردم و دیدم ما چند مرغ برجسته در ادبیات معاصرمان
داریم که هر‌کدامشان به‌نحوی ورود خاص خودشان را به عصر ترقی دارند؛ مثلا مرغ‌هایی
که نیما در اشعار خودش دارد مثل مرغ مجسمه، غراب، ققنوس و بخصوص مرغ آمین يا مرغ سحر
ملك الشعراي بهار و يا «هزاردستان به چمن دوباره آمد به سخن» امیرجاهد. كه واجد ‌ارجاعات
سیاسی هستند. از طرف دیگر باز‌هم در ادبیات معاصر «بوف کور» هدایت را داریم و «خروس»
ابراهیم گلستان و پرندگانی که فروغ در شعرش دارد را مثل کلاغ و دیگر پرندگانش. به‌نظرم
رسید هرکدام مشخصاتی دارند که مي‌توانند منشا بازي‌هاي خلاقه با فیگور مرغ باشند؛ این
شد که دست به‌کار شدم براي نمایشگاه «الفبال» که ترکیبی از بال و الفبا، و همانطور
که مشاهده می‌کنید در گالری فرمانفرما به‌نمایش درآمده و شامل ۲۲‌اثر است از ۱۴‌مرغ.

ساجده شریفی در این نمایشگاه چگونه مشارکت کرده است؟

به‌اتفاق ساجده شریفی سال گذشته این پروژه را شروع کردیم و دوبار در فرانسه
به‌نمایش گذاشتیم که بسیار در آن‌جا مورد توجه واقع شد و مطبوعات فرانسه به‌طور مفصل
به آن پرداختند. در حقیقت بانی اصلی این پروژه ساجده شریفی، عكاس دوملیتی (ایرانی‌فرانسوی)
است. او متوجه نوعی رادیکالیسم اسلامی شده بود که به‌تازگی در غرب رواج پیدا کرده است
و همزمان وقتی به خاورمیانه می‌آید شاهد نوعی دین‌گریزی و دست‌کم دلزدگی از متون مذهبی
در این جوامع می‌شود که باعث می‌شود به قرآن رجوع کند و آن را به‌مثابه یک متن بخواند.
او یک‌سری از آیات را از قرآن انتخاب می‌کند که حامل مضامین صلح‌آمیزتر و شاعرانه‌تری
هستند و به‌عنوان عكاس خوانش شخصی خودش از قرآن است را به‌تصوير كشيده. او به این دلیل
سراغ من آمد که نمی‌خواست آن آیات به صورت عادی و معمولی نوشته شوند و به من گفت با
دست‌خط آن‌ها را بنویسم. به عکس‌ها نگاه کردم و دیدم این امکان وجود دارد که من از
ظرفیت‌های فیگوراتیو موجود در خط خودمان استفاده کنم و فرم‌هایی ایجاد کنم که در مرکز
قرار بگیرند و صفحه‌آرایی اطراف آن مرکز شکل بگیرد. آثار ابتدا گرافیکی‌تر بودند و
به‌تدريج نقاشانه‌تر شدند. من آیات را به دو‌خط لاتین (فرانسه) و فارسی درون اين قاب‌هاي
نقاشانه جا دادم. در حال‌حاضر عکس و خط‌ها از‌نظر فرمی با یک‌دیگر دیالوگ دارند و این‌گونه
نیست که خط‌ها فقط آیات باشند یعنی در هردو لت با تصویر مواجه هستیم از همین‌جهت پروژه
اخیر با پروژه فرانسه تفاوت می‌کند چون ما شروع به هم‌اندازه کردن لت‌ها کردیم و هر
دولت مثل یک اثر واحد شده‌اند. برای خود من واقعا چالش و تجربه جالبی بود و خوشبختانه
این کار ادامه پیدا می‌کند و دوباره در فرانسه و سپس در نیویورک به‌نمایش در خواهد
آمد. ضمنا به مجرد این‌که سوره‌ها تمام شوند، پروژه تبدیل به کتاب می‌شود و در این
کتاب به‌نوعی شاهد تصویر‌گری معاصر قرآن هستیم.

در خط سیر آثار شما، رابطه‌ای میان آثار قبلیتان مثل پیکتوگرام‌های «علائم
هشدار» و حتی «شاخ نبات» با نمایشگاه اخیر دیده می‌شود. درباره این سیر و اشتراکات
میان این‌ها توضیح دهید لطفا.

اولین نمایشگاه انفرادی من سال‌۸۳ در خانه هنرمندان شروع شد که آن‌زمان
روی سه‌کلمه فکر، غم و خنده کار کردم و کوششم این بود که انواع غم، خنده و فکر را بتوانم
با نستعلیق در بیاورم و كارها تبدیل به‌نوعي لوگوگرام شده بودند. بعدها این لوگوگرام‌ها
را به بستر علائم هشدار و علائم شهری آوردم که آن‌جا حالت‌های فیگوراتیوتری دارند.
این‌ تجربه‌ها پيوند دارند با مطالعات من روی خط و ظرفیت‌های فیگوراتیو نستعلیق. سعي
مي‌كنم بدون این‌که دست به تصویرگری واضحی بزنم، از ظرفیت‌های فیگوراتیو نستعلیق استفاده
‌کنم، و اين كار را بعضا با جابه‌جایی عناصر فرمی انجام مي‌دهم؛ به‌طوري‌كه حالتی از
بدن را متبادر كنند.

یعنی خود این ظرفیت‌ها در خط نستعلیق وجود دارد و شما از دل نستعلیق این
فیگورها را بیرون می‌کشید و پدیدارتر می‌کنید؟

قطعا وجود دارند؛ هم با تحلیل هندسی می‌شود به این موضوع دست یافت و هم
می‌توان بررسی کرد که به‌لحاظ فرهنگی و تاریخی چه شده که نستعلیق چنین نقش و کارکردی
را به‌عهده گرفته؛ توگویی بار غیبت شمایل‌نگاری در فرهنگ بصری اسلامی را خوشنویسی به‌دوش
می‌کشد؛ به‌خصوص نستعلیق که خطی مطلقا ایرانی است و ظهور و بلوغش هم مصادف است با ظهور
جنبش حروفیه. البته به این مباحث در مقاله‌ای با عنوان «تعینات بدن در خوشنویسی ایرانی‌اسلامی»
که به‌تازگی در نشریه ‌تزرو‌ چاپ شد، مفصل‌تر پرداخته‌ام.

درباره پرفورمنسی که در گالری فرمانفرما هم‌زمان برگزار کردید و قرار
هم هست ادامه داشته باشد توضیح دهید؛ اساسا چه ارتباطی با آثار به‌نمایش گذاشته شده
داشت؟

در آن اجرا، خودم نقش پرنده‌ای را ایفا کردم که بر بلندی نشسته است. قصدم
این بود که روی آن دامن بلند همه مرغ‌ها کار شوند ولی بعد به ایده اوریگامی رسیدیم
که گلرنگ درویشیان دختر مرحوم علی‌اشرف درویشیان و دوست هنرمند دیگرم پریسا فتوت تصاویر
را به اوریگامی‌های حجم‌دار روی لباس تبدیل کردند. متنی هم نوشتم که هنوز کامل نیست
و باید دو پرفورنس دیگر اجرا کنم که چهار‌اجرا را شکل دهند. در نخستین پرفورمنس فقط
سه‌متن موجود را خواندم یعنی «فت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ح باغ» فروغ فرخ‌زاد
و «ققنوس» نیما را اجرا کردم و همچنین ‌مرغ سحر‌ را كه در واقع دیگران خواندند و من
لب‌خوانی کردم و نقش رهبر ارکستر را داشتم! چون مرغ سحر مثل يك سرود ملی است؛ وقتی
اولین کلمه‌اش شروع می‌شود بقیه را همه می‌خوانند. اما در اجراي‌دوم متنی را خواندم
که خودم نوشتم و در آن به تأسي از منطق‌الطیر، سعی کردم بین این ۱۴‌مرغ معاصر دیالوگی
شکل بگیرد. در اجراي‌دوم ديالوگ «‌بوف کور»‌ هدايت با «‌خروس»‌ ابراهیم گلستان و همچنین
«مرغ آمین» نيما خوانده شد. باید ببینیم در اجراهاي بعد چه اتفاقی می‌افتد؛ شاید از
سقف گالری پرواز کردم!

ضمنا در این نمايشگاه، برای نخستین‌بار یک ویدئوشعر به‌نام «یونس‌زادن
و بلعیدن‌اندر» ارائه می‌شود که در‌واقع پنج‌دقیقه جدا شده از «احوالات ماهی بعد از
بلعیدن یونس» اجرایی بود که اردیبهشت امسال در گالری نگر در نمایشگاه آنیما احتیاط
داشتم. من به‌نوعی دارم ویدئوشعر را براي اولين بار معرفي مي‌كنم در فضاي گالري. البته
یک‌بار دیگر هم در مراسم درگذشت زنده‌یاد مدیا کاشیگر «غروب جوزا» را كه با اپ موبایل
ساخته بودم نمايش دادند. اما از حيث معرفی ویدئوشعر به‌مثابه يك رسانه اولین‌بار است
كه چنين اتفاقي رخ مي دهد. دوستان منتقد ادبي و هنري در جلسه‌اي كه طي هفته پيش‌رو
برگزار مي شود، درباره اين موضوع صحبت خواهند كرد.

سهند آدم‌عارف

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها