نگاهم به برنامه‌سازی تغییر کرده است | پایگاه خبری صبا
امروز ۱۵ فروردین ۱۴۰۴ ساعت ۰۴:۰۸
آزاده نامداری:

نگاهم به برنامه‌سازی تغییر کرده است

«من نگاهم به برنامه سازی تغییر کرده، وگرنه تریبون تغییری نداشته است؛ اگر قرار‌است کار کنم، دوست دارم به این‌شکل کارکنم.»

 مجری پرهیجان برنامه «تازه‌ها» که
همیشه چشم‌هایش از شادی برق‌می‌زد حالا یک کوچولو به‌اسم گندم دارد؛ خانواده‌درمانی
خوانده و این‌روزها دغدغه‌هایش برای بچه‌ها را در‌قالب برنامه «پدر‌و‌مادر خوبی باشیم»
در سایت تماشا به‌روی آنتن می‌برد. با‌او درباره این برنامه به گفت‌وگو نشستیم.

توضیح می‌دهید که چطور‌شد به فکر ساخت برنامه «پدر‌ و‌ مادر
خوبی باشیم» افتادید. ایده‌اش از‌کجا در ذهن شما شکل‌گرفت؟

فکرش از تلاقی دو‌موضوع شروع شد، یکی این‌که من روانشناسی
خواندم و شاخه‌ای که در‌آن تحصیل‌کردم خانواده‌درمانی است. در‌واقع خانواده‌درمان‌گر
هستم. خانواده هم شامل پدر‌و‌مادر و حتی سالمندان و کودکان می‌شود، این بخشی است که
دغدغه ذهنی من‌را تشکیل می‌دهد. یک بخش‌دیگر هم این بود که من در موقعیت دیگری قرار‌گرفتم
و بچه‌دار شدم و با چیزهایی که تئوری خوانده بودم حالا به‌طور عملی برخورد می‌کردم
و مواجه می‌شدم؛ بنابراین باعث شد که برنامه‌ای داشته باشم تا این نگرانی‌ها و دغدغه‌هایی
که برای بچه‌خودم دارم را به‌دیگران هم منتقل کنم؛ تا این پیشنهاد از‌طرف دوستان مطرح‌شد
و من پذیرفتم. چند‌نکته در‌این برنامه برای من حائز‌اهمیت بود یکی این‌که کسانی‌که
بچه دارند نمی‌توانند مدت‌طولانی به حرف‌های یک‌مجری و یا یک‌کارشناس گوش‌کنند
برای‌همین ما مدت برنامه را کوتاه در‌نظر گرفتیم تا کسی‌که مایل است استفاده لازم
را ببرد و دیگر این‌که محتوا را به‌روز کنیم یعنی در بعضی از قسمت‌ها خودم از
خانواده‌ها خواهش می‌کنم که برنامه را ببینند.

مخاطب‌خاص شما در برنامه چه‌کسانی هستند؟ فقط
مادرها؟

این خیلی تفکر بدی است که بچه‌ها توسط مادرها بزرگ
می‌شوند؛ هم پدرها و مادرها حتی پدر‌بزرگ‌ها و مادر‌بزرگ‌ها در این روزگار کسانی هستندکه
از بچه‌های ما مراقبت می‌کنند. طبیعتا اولین مسئولیت بچه‌ها با پدر و مادر است، من‌هم
می‌گویم در«پدر‌و‌مادر خوبی باشیم» موضوعاتی‌که انتخاب می‌کنیم موضوعات خیلی‌مهمی
هستند که ندانستن و ناآگاهی نسبت به آن‌ها می‌تواند خیلی به بچه‌ها لطمه بزند و امیدوارم
اصرارهای خودم در صفحه ایستاگرامم و تلاش‌هایی که در سایت انجام می‌شود کمک کند که
پدر و مادرهای زیادی این برنامه را ببینند.حتی پدر و مادرهایی که قصد دارند بچه‌دار
شوند نه فقط آن‌هایی که الان بچه دارند.

به چند‌نمونه از موضوعات برنامه اشاره می‌کنید؟

از‌جمله مواردی که اخیرا درباره آن‌ها صحبت کردیم و
خیلی‌هم مهم هستند این‌است که خیلی از پدر و مادرها فکر می‌کنند که دوره‌کودکی، دوره‌
شادی و بازی است و این اطلاعات را ندارند که افسردگی و غم و اندوه در دوران‌کودکی
ممکن است بروز کند. بچه‌های زیر ‌پنج‌سالی داریم که دچار افسردگی هستند و علائم و نشانه‌‌هایی
دارند که من مبسوط در آن قسمت برنامه توضیح دادم که اگر ما متوجه‌نشویم و درمان نکنیم
در سنین بزرگسالی و به‌ویژه نوجوانی خیلی خطرناک است و من به این موضوع خیلی فکر‌کردم
که علائم و دلائل آن‌را بگویم؛ دلایل زیادی از جدا‌شدن پدر و مادر گرفته تا از‌دست‌دادن
پدر‌بزرگ یا مادر‌بزرگی که آن‌ها را دوست‌داشته و از‌دست‌داده. گاهی افسردگی ژنتیکی
است که بچه ما به‌طور ژنتیک دچار آن می‌شود ولی اصلا ما حواسمان نیست و این‌که بچه
ما در خودش است و ما اصلا به‌آن توجه نمی‌کنیم‌، همین‌طور غم بچه ما بزرگ می‌شود و
در نوجوانی درمانش خیلی‌سخت است. یا مثلا راجع‌به مرگ، که بسیاری از پدر و مادرهایی
با آن برخورد می‌کنند؛ افرادی‌که بچه سه‌ یا چهار‌ساله دارند و حالا یک عزیزی را از‌دست‌داده‌‌اند
و این‌که چطور باید با این بچه برخورد کنند و چه حقایقی را باید به او بگویند. بسیاری
از والدین می‌گویند رفته به آسمان‌ها یا خوابیده و برمی‌گردد؛ این‌ها حرف‌هایی است
که ما از روی ناآگاهی می‌زنیم و اثرات مخربی روی بچه‌ها می‌گذارد یعنی باید بدانیم
بچه می‌فهمد و با منطق‌تمام با‌آن برخورد کنیم؛ اگر این‌کار را بکنیم و صادق باشیم
بچه کاملا می‌فهمد؛ حتی مساله تربیت‌جنسی کودک که خیلی مهم است.

در جامعه‌ما بر‌سر این موضوع (مساله تربیت‌جنسی
کودک)چالش‌هایی وجود دارد و مشکلات عجیب‌و‌غریبی سر این موضوع داریم.

بله دقیقا همین‌طور است. ولی‌خب ماجرا سر این است
که اگر در خیابان رندمی از پدر و مادرها بپرسید که چه‌موقع باید به بچه اطلاعات‌جنسی
بدهید ممکن است ندانند یا بچه در این‌باره سوال کند ما نمی‌دانیم باید چه‌جوابی
بدهیم. آیا باید صریح یا روشن پاسخ بدهیم یا نه. اطلاعات ما سر‌این قضیه کم است؛
خیلی موضوعات از‌این‌دست زیاد است که جزو موضوعات بنیادی و مهمی هستند، به‌جهت این‌که
این بچه‌ها قرار‌است شخصیتشان شکل‌بگیرد و نا‌آگاهی ما باعث می‌شود بعدها غصه‌بخوریم
که چرا بچه این‌طور شد؛ آن‌هم به این‌‌دلیل که ما سربسیاری از موضوعات غفلت کردیم.

در برنامه‌هایتان به قبل‌از تولد هم توجه دارید؟ چراکه
مادرها باید یک‌سری آگاهی داشته باشند و بعد باردار شوند و بچه را به‌دنیا بیاورند؛
ما در‌این موضوعات هم خیلی خلاهای جدی اطلاعاتی داریم.

در‌این برنامه‌خاص نه؛ اما من به این موضوع در برنامه‌های
دیگر زمانی‌که خودم باردار بودم خیلی فکر کردم ولی پیش‌نیامد که راجع‌به آن حرف
بزنم. با این موضوع‌که می‌گویید نیاز است و باید اطلاعات داشته باشیم کاملا موافقم.
حتی تصمیم گرفتن برای بارداری و این‌که چگونه خانم‌ها دوران بارداری را بگذرانند.
به‌ویژه نقش همسرانشان در‌این موضوع خیلی‌خیلی مهم‌است، شما الان به کلینیک‌های
روانشناسی بروید می‌بینید که چقدر خانم‌ها و آقایانی آمده‌اند که بچه‌دار شده‌اند
و بچه‌ای که می‌توانسته یک اتفاق خوب در زندگی و یک پیام‌آور شادی باشد به‌علت این‌که
پدر و مادر نتوانسته‌اند قضیه را مدیریت کنند، یا از‌قبل آگاهی نداشتند و هزاران
مشکل دیگر، با پدر و مادرهایی مواجه می‌شوید که واقعا درمانده هستند، نمی توانیم
بگوییم غیر‌مسئول‌اند اما واقعا بچه‌داری بلد نیستند چون آگاهی‌ها را قبل از بچه‌دار
شدن پیدا نکردند. البته ما در برنامه«پدر‌و‌مادر خوبی باشیم» با مخاطبانی صحبت می‌کنیم
که بچه یک‌ماه تا ۵‌سال دارند یعنی قبل‌از این‌که بچه اجتماعی و وارد مهد‌کودک و
پیش‌دبستانی شود.

این موضوعاتی‌که گفتید بیشتر بحث‌های روانشناسی بود؛
اما ما خیلی مشکلات داریم مثلا سر‌تغذیه یا مثلا وای‌فای که در دوران‌بارداری می‌تواند
تاثیرات بدی داشته باشد حتی به‌گفته دانشمندان باعث اوتیسم و مشکلات‌مغزی برای بچه‌ها
شود و البته بعد‌از تولد. بحث تغذیه را هم که می‌دانید چقدر مهم است. در برنامه
وارد این موضوعات هم شده‌اید یا قرار‌هست بشوید؟

راجع‌به بیماری اوتیسم و یا بیماری‌های مختلف مثل
همان افسردگی صحبت کردم اما برنامه ما به‌طور تخصصی روانشناسی است و من توصیه‌می‌کنم
برای تغذیه‌کودکان یک متخصص‌تغذیه صحبت‌کند تا این‌که بخواهم من در‌مورد همه‌چیز
صحبت کنم؛ اساسا معتقدم باید به‌سمت تخصص‌گرایی برویم؛ این‌که یک‌نفر بیاید و از
هر‌دری سخن بگوید خیلی جذاب نیست اما می‌تواند یک‌پیشنهاد خوب باشد.

متاسفانه تا‌به‌حال به‌شکل‌ویژه این کارها انجام نشده
است. برای بیننده جالب‌است که شما در‌این‌حوزه فعالیت دارید.

درست‌است، وقتی آدم به، دل‌کار می‌رود متوجه خیلی‌چیزها
می‌شود. دوستان از من می‌پرسند این برنامه چند‌قسمت است ومن در‌جواب می‌گویم این‌برنامه
تا‌آخر عمرت هم می‌تواند ادامه داشته باشد؛ شاید به‌تعداد بچه‌هایی که به‌دنیا می‌آیند
و دور ‌و ‌بر خودمان می‌بینیم موضوع وجود‌دارد که در‌مورد آن‌ها می‌شود صحبت‌کرد. به‌علاوه
اگر یک‌مقدار دغدغه و دل‌سوزی و کمی هم آگاهی داشته باشید دلتان نمی‌آید این آگاهی
را داد نزنید و به همه ‌‌نگویید، به‌خصوص راجع‌به بچه‌ها؛ چون اگر بتوانید برای
بچه‌ها کاری انجام دهید و ندهید خیلی‌آدم بی‌رحمی هستید.

پیش‌آمده در برنامه درخصوص اهمیت دوران‌کودکی آن‌قدر
هشدار دهید که خانواده‌ها متوجه و حساس‌شوند(تا جایی‌که کار به فریاد هم برسد)؛ زیرا
دوران‌کودکی بسیار‌مهم است و شکل‌گیری شخصیت‌کودک به‌این دوران برمی‌گردد.

من از بعضی درخواست می‌کنم که حتما این برنامه را
ببینید؛ ما یک‌بیماری داریم به‌نام «پی‌تی‌اس‌دی (
p.t.s.d
(اختلال استرس بعد‌از سانحه) من مطمئنم بعد‌از زلزله‌ای که درکرمانشاه اتفاق‌افتاد
تعداد زیادی از بچه‌هایی که آن‌جا بودند دچار این اختلال خواهند شد؛ زیرا این
بیماری شامل بچه‌ها هم می‌شود؛ آدم‌ها وقتی در‌یک بحران قرار‌می‌گیرند مثلا تصادف
می‌کنند و در‌این تصادف پدر‌و‌مادر می‌میرند و بچه زنده می‌ماند، ممکن‌است آن بچه
دچار اختلال شود یعنی هر‌شب کابوس آن‌روز را می‌بیند و دیگر یک آدم‌عادی نیست و باید
تحت‌روانکاوی قرار‌بگیرد. زلزله هم یکی‌از این اتفاقات وحشتناک است که ممکن است، کودک
تعدادی‌از اعضای خانواده‌اش مثلا مادر و مادربزرگش را در‌این حادثه از‌دست‌داده
باشد؛ من در‌ یک‌قسمت گفتم، کمک‌کردن فقط کمک‌مالی نیست؛ می‌توانیم این بچه‌ها را
به‌تهران منتقل کنیم یا چند روانشناس بفرستیم آن‌جا تا به بچه‌ها کمک‌ شود. بنابراین
در‌ آن حدی که داد بزنم نه؛ اما این‌کار شما خبرنگارها است، طوری سر‌و‌صدا کنید که
پدر و مادرهایی که برنامه را ندیده‌اند آن‌را ببینند تا احساس‌نیاز کنند و بدانند چیزی
پشت این برنامه نیست؛ اسپانسر هم نداریم که بگوییم پیگیر اهداف‌مالی هستیم؛ هیچ
هدفی نداریم غیر‌از این‌که جامعه را آگاه کنیم؛ ما یک تریبون پیدا کردیم که می‌توانم
در این تریبون هر‌چه را که می‌دانم با‌تمام‌وجود به‌شکلی که برای بچه خودم هست،
بگویم تا بینندگان هم بتوانند استفاده کنند.

تا‌به‌حال بازتاب برنامه چطور بوده است؟

من دقیقا نمی‌توانم آماری بدهم البته همکاران از‌کسانی‌که
می‌بینند و نظراتشان را می‌دهند آمار دقیق دارند. اما از بین دوستانم که بچه‌دار
شدند، عکس‌العمل‌های خوبی دیدم و به‌نظرم اتفاق‌خوبی بوده است. چند‌مورد بود که
فکر می‌کردم دیگران می‌دانند و بعد فهمیدم که واقعا نمی‌دانستند و همین برنامه
کوتاه چقدر توانسته به افراد کمک کند.

امکان قرارگیری این برنامه‌ در فضای تلگرام وجود
ندارد؟ در این‌صورت دسترسی به ویدئوها خیلی آسان‌تر است.

من واقعا نمی‌دانم چطور می‌تواند این اتفاق بیفتد. دو
تریبون در‌اختیار من است، یکی سایت تماشا و دیگری صفحه اینستاگرامم که همیشه یک‌بخشی
را به‌آن اختصاص می‌دهم. در سایت تماشا هم که هفتگی یک‌برنامه قرار می‌گیرد. قسمت
نظرات هم دارد و از مردم می‌خواهد که نظر‌بدهند اما زمان می‌خواهد تا برنامه جا‌بیفتد
ولی باز‌هم شما خبرنگارها می‌توانید کاری بکنید تا مخاطب زودتر این برنامه را
بشناسد و از حرف‌هایی که ما می‌زنیم استفاده کند.

شما سال‌ها درتلویزیون فعال بودید و برنامه‌های پر‌مخاطبی
داشتید؛ تفاوت «پدر‌و‌مادر خوبی باشیم» با نوع کاری که در تلویزیون می‌کردید چیست؟
چراکه درحال‌حاضر اگر فرد نتواند در تلویزیون کار‌کند فضاهای دیگری در اختیارش هست
و می‌تواند از آن‌ها استفاده کند؛ مثل برنامه‌هایی که شما در آپارات داشتید. قاب
شما تغییر کرده؟ یک آدم رسانه‌ای مثل شما دوست دارد این موضوعات و این دغدغه‌هارا مطرح‌کند
حالا در هر قاب و فضایی که برایش مهیاست؟

به‌نظر من این ربطی به تریبون ندارد، بلکه به
تغییرات نگاه آدم‌ها مربوط می‌شود. جمله‌ای بین مجریان هست که می‌گویند تو اطلاعاتت
باید به‌اندازه اقیانوسی باشد به عمق یک‌سانت، یعنی تو باید همه‌چیز را بدانی ولو
در عمق‌کم. نگاهی که می‌گوید مجری نباید کم بیاورد و از همه‌چی باید اطلاع داشته
باشد. اما زاویه نگاه من تغییر کرده و معتقدم چقدر‌خوب است که ما برنامه‌های تخصصی
در تلویزیون داشته باشیم. منظورم برنامه‌های سرگرمی و فانتزی نیست زیرا آن‌ها باید
باشند. اما نیاز داریم به‌طور‌خاص در دل خانواده ها باشیم؛ یک رشته به‌نام خانواده‌درمانی
وجود دارد پس خانواده‌ها مبتلابه یک‌سری مشکلات هستند؛ این که ما بنشینیم و صحبت‌کنیم
که به‌به چقدر خوب غذا بپزیم و… سرپوش‌گذاشتن روی یک‌سری مشکلات است؛ اگر ما برای
سن نوجوان برنامه می‌سازیم باید بتوانیم حقایق را در‌مورد نوجوان‌ها بگوییم حقایقی
که تلخ است و اگر این حقایق را نگوییم نوجوان ما مطلع نخواهد شد.

اگر در‌مورد
نوجوانان برنامه می‌سازیم باید جذبشان کنیم؛ کاری کنیم که ما را ببینند و منبع
بدانند؛ از این‌فرصت استفاده کنیم و همه‌چیز را به آن‌ها یاد بدهیم؛ زمانی واقعا
تلویزیون یک رسانه پیش‌رو بود، یعنی این تلویزیون بود که به‌طور مثال ، با سریال‌ها،
مجری‌ها و برنامه هایی که می ساخت به مردم می‌گفت چطور لباس بپوشند. با ورود به جامعه
متوجه می‌شدید چقدر تلویزیون اثر‌گذار بوده. این جای تاسف دارد که رسانه و
تلویزیون از مردم جا‌بماند؛ یعنی فضای بین مردم با فضای رسانه متفاوت باشد؛ ما یک
تلویزیون که بیشتر نداریم؛ به‌نظر من این آنتن زنده فرصت بسیار‌خوبی است و کسانی‌که
آن‌جا کار‌می‌کنند هر‌ثانیه آن مثل حق‌الناس می‌ماند؛ مسئولیت دارند و برای کودک،
نوجوان و بزرگسال کار می‌کنند. پس در جواب سوال شما باید بگویم من نگاهم تغییر
کرده، وگرنه تریبون تغییری نداشته است؛ اگر قرار‌است کار کنم، دوست دارم به این‌شکل
کارکنم.

لی‌لاسلمانی

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است


آخرین اخبار

پربازدیدها