این روزها اگر اخبار را رصد کرده باشیم، میبینیم در سراسر
جهان جنگ بیداد میکند. با این حجم از ادعای مدرنیسم اما هنوز هم کشورها به یکدیگر
حمله میکنند و سعی در غصب کردن سرزمین، منابع و… یکدیگر را دارند، فلسطین و رژیمصهیونیستی
که داستان همیشگی است و از دیرباز شاهد این جنگ بودهایم. سوریه هم این روزها بهشدت
درگیر جنگ است و دیگر نقاط جهان نیز همینطور. یاد گرفتهایم این مسائل را بهصورت
یکسری دادههای تلخ از کانالهای خبری بفهمیم و ببینیم. مخاطبان از دیدن و شنیدن
این فجایع بهصورت خبر خسته شدهاند. درنتیجه ما در تئاتر سعی میکنیم این مضامین
را با مایه طنز بیان کنیم تا مخاطب بیشتر توجه کند. آوارگان زیادی را میبینیم که
از عراق، سوریه، افغانستان و… به اروپا رفتهاند تا مکانی را برای ماندن و امن
بودن پیدا کنند. تئاتر ما درباره آوارگی میگوید؛ مسئله قدرت، پول و ثروت است. همهچیز
درباره ابرقدرتها و جنگ آنهاست؛ مسئله روسیه و آمریکا هستند. در این دنیا دو قطب
هستند که مملکتها را درگیر جنگ میکنند و سربازها را به عروسکهای کوکی تبدیل میکنند.
ظلم ازطریق ابرقدرتها منتقل میشود. وقتی من درباره نقش خود فکر میکنم و میفهمم
نماد چه افرادی هستم و این افراد هر روز چه ظلمی مرتکب میشوند، قلبم میلرزد و حتی
از خودم میترسم.
ما باید اتحاد کشورمان را حفظ کنیم؛ اگر فضاهایی همچون
رقابتهای انتخاباتی بهوجود آمد، نباید فضا را برای کشورهای دیگر فراهم کنیم که
به حریم ما وارد شوند. البته این مسئله تنها به مسئولان مربوط نمیشود؛ ما مردم هم
نباید به جوکها و شوخیهای قومی پر و بال دهیم چون وحدت را از بین میبرد. امیدوارم
با این جنس تئاترها بتوانیم کاری کنیم که قدر مملکت خود را بدانیم و تفرقه نداشته
باشیم تا دشمن در خاک ما نفوذ نکند. دور تا دور کشور ما جنگ است. اگر اجازه دهیم
اختلاف زیاد شود، دشمن به کشور ما وارد میشود همانطور که چندی پیش این اتفاق
افتاد و ممکن بود اتفاق وحشتناکی برای ما بیفتد. بسیاری از ایرانیها که این روزها
در سوریه میجنگند، برای این است که سوریه از دست نرود و راه دشمن به کشورمان باز نشود.
اگر ما قدرت را در منطقه از دست بدهیم، نیروهای دشمن میتوانند بهراحتی به کشور
ما وارد شوند. همانطور که اگر دوستانمان در کنار ما باشند، هیچکس نمیتواند ما
را دچار مشکل کند اما اگر تنها بمانیم، راحتتر شکست میخوریم.
هنوز دیدگاهی منتشر نشده است