یکی گل و یکی پوچ… | پایگاه خبری صبا
امروز ۱۴ فروردین ۱۴۰۴ ساعت ۰۴:۳۷
نگاهی به عملکرد تلویزیون در تعطیلات نوروزی

یکی گل و یکی پوچ…

تلویزیون در سال 96 گام اولیه‌اش را محکم و مقتدر برنداشت اما مردود هم نشد و به‌ زحمت شاید از بعضی جهات بتوان به آن نمره قبولی داد!

در
حوزه برنامه‌سازی شاهد برخی از اتفاقات خوب بودیم؛ اولی شاید در همان ویژه‌برنامه‌های
سال تحویل بود که دکور و طراحی‌های جذاب تقریبا در تمام برنامه‌ها به‌چشم می‌خورد
اما این اتفاق در فرم ساکن ماند و به محتوا نرسید.



شبکه یک برخلاف اظهارنظری که
پیش از این شریعت‌پناه داشت و بنایی که بر تغییر این ایدئولوژی که ستاره‌ها به صف
شوند و فقط مهمان‌ها بروند و بیایند بود اما باز شاهد تکرار همان اتفاق بودیم.


شبکه دو با وجود آن‌که سعی در نمایشی‌شدن داشت اما این
نمایشی بودن فقط در شوآفی که برای دکور داشت باقی ماند و در دیگر شئون این برنامه
خلاقیت پیچیده‌ای چشممان را نگرفت. با وجود پژمان بازغی و سابقه‌اش در اجرا، تغییر
مجری به بازیگر ایده بدی نبود و در فرم هم بد نشد و از این حیث برای مخاطبان
جذابیت لازم را داشت.


شاید در میان ویژه‌برنامه‌های سال تحویل شبکه سه سیما را
مانند چند سال گذشته بتوان پیروز این رقابت دانست. این برنامه که در آمار رسمی
سازمان سنجش افکار صداوسیما هم به‌عنوان پربیننده‌ترین برنامه سال تحویل انتخاب شد
هم مخاطب بیشتری جذب کرد هم در تولید آیتم‌های متنوع، دعوت از سوژه‌های اجتماعی
جذاب و خاص در کنار مهمانان شناخته شده و داشتن پدیده‌ای پرمخاطب به‌نام استودیوی
موسیقی بیننده‌های میلیونی را پای خود نگه‌ داشت. این ویژه‌برنامه امسال پرزحمت‌تر
از سال‌های قبل بود و در سه‌روز و قریب به ۲۰ ساعت برنامه زنده اتفاقات جذابی روی
آنتن شبکه سه رقم زد.

فارغ از ویژه‌برنامه‌های سال تحویل، بار اصلی برنامه‌سازی
در ایام عید از این حیث برگردن «خندوانه» و «دورهمی» بود که بیشترین بیننده را
داشتند و موظف بودند کار ویژه‌ای تحویل دهند اما در دورهمی به‌جز تکرار مکررات و
همان میزانسن‌ها و همان دکور و همان نمایش‌های صحنه‌ای بدون نمک(!) هیچ‌چیز خاصی
ندیدیم. شاید هاشم رضایت باید از حمید گودرزی به پاس خبرسازی با آن دیالوگ ویژه‌
کنایه‌آمیز خطاب به نوید محمدزاده تشکر کند که کمی این برنامه را از رکود خارج
کرد.


«خندوانه» اما کمی ضرباهنگ پیدا کرد و با راه انداختن
مسابقه پانتومیم (ادابازی) و گذاشتن ایده‌های جذاب در دل آن حال‌و‌هوایی به برنامه
داد. جوان نشان داد می‌خواهد تمام تلاشش را بکند تا کار ویژه‌ای کند حتی اگر در آن
به بن‌بست بخورد اما این تلاش در «دورهمی» دیده نمی‌شد و همین باعث شد که
«خندوانه» برنامه جذاب‌تری در طول ایام نوروز باشد. ایده استعدادیابی در استندآپ
هم با سه چهره موفق مثل گوهر خیراندیش، کمال تبریزی و آتیلا پسیانی هرچند خیلی
نگرفت اما آنقدر هم بی‌اثر نبود و ثانیه‌ها و لحظه‌های جذابی می‌شد در آن پیدا کرد؛
اتفاقی که در «یخ‌ترین»(!) برنامه نوروز نیفتاد! این عنوان می‌رسد به برنامه «زمانی
برای خندیدن» به تهیه‌کنندگی عباس قنبری؛ برنامه‌ای که نقطه‌های ناامیدکننده زیادی
داشت. از دکوری که فقط نشان از کج‌سلیقه‌گی و نه حتی صرفه‌جویی مالی داشت گرفته تا
انتخاب عبداله روا، مجری‌ای که سر هر سفره‌ای می‌نشیند و حتی داورانی که چهره‌های
پرطرفداری برای مخاطبان عام به‌شمار نمی‌آیند.

دیگر برنامه شبکه سه با‌عنوان «آقای گزارشگر» اما با
محمدحسین میثاقی و محمدرضا احمدی، شور و هیجانی داشت که می‌توانست مخاطب جوان و
فوتبالی را به‌خود جذب کند. انتخاب داوران کارکشته و شناخته شده برای این برنامه
در کنار استعدادهایی که قابل‌اعتنا بودند این رقابت را جذاب و دیدنی می‌کرد.

ازجمله ایده‌هایی که پیش از این در برنامه‌های آن سوی آبی
با شکل و شمایل دیگری شاهدش بودیم ایده‌ای بود که در برنامه «کودک شو» شاهد آن
بودیم. «کودک شو» در ایام عید پخش موفقی با اجرای پژمان بازغی داشت. بخش‌های مختلف
این مسابقه مورد توجه بیننده‌ها قرار می‌گرفت و یکی از آن بخش‌ها که بسیار هیجان‌انگیز
بود دوبله انیمیشن‌ها و برنامه‌ها بود که میان خانواده‌ها انجام می‌شد و مفرح بود.


کارت زردی که نصیب شبکه دو شد با بازپخش برنامه «کلاه قرمزی»
بود که طبق معمول حمید مدرسی؛ تهیه‌کننده این مجموعه بیشتر از تولید خود را درگیر
بازی‌های مالی و حاشیه‌های این‌چنینی کرد که به‌خودی خود یک سریال است. این سریال که
آماده شده و به اذعان برخی از منابع آگاه حتی پیش قسطی هم از تلویزیون دریافت شده،
به پخش نرسید و مخاطبان مجبور شدند تکرار سال گذشته را ببینند و شبکه دو در حوزه
برنامه‌سازی در نوروز دست پُری نداشته باشد.

«بوی عیدی» که از شبکه یک پخش شد هم یک سین مثل سریال
نوروزی بود که پیش از این هم در سال‌های گذشته شاهدش بودیم و نه تفاوت خاص و
چشمگیری داشت نه رقابت پرهیجانی میان هنرمندان به‌وجود آورد که قابل‌اعتنا باشد و
فقط به‌واسطه اسپانسر خوب این برنامه یک تامین مالی خوب برای شبکه بود و به خاطر
آمد و رفت بازیگران در طول عید به آن قابل توجه شد؛ همین و دیگر هیچ!

درکل میان برنامه‌ها سوژه غافلگیرکننده‌ای ندیدیم و بعضی
ایده‌ها و اتفاق‌ها را شاهد بودیم که می‌توانست عمیق‌تر به تولید برسد اما نشد و
در همان سطح باقی ماند. ولی تلاش برخی از برنامه‌ساز‌ها جای امیدواری داشت و نشان
می‌دهد هنوز در میان تهیه‌کننده‌هایی که بیشتر از فرم و محتوا به رقم اسپانسر و
مشارکت فکر می‌کنند هستند برنامه‌سازانی که با دغدغه به مدیوم تلویزیون نگاه می‌کنند
و جذب مخاطب اولین هدف برای آن‌هاست و اعتبارشان از سرمایه مهم‌تر است.

اما در حوزه سریال‌سازی هم مانند برخی از سال‌ها که همه
مخاطبان به یک‌باره محو یک مجموعه می‌شدند، رخداد عجیبی یقه مخاطب را نگرفت و
میخکوبش نکرد. شبکه یک میزبان «علی‌البدل» شد؛ از کارگرانی که همواره آن را به‌عنوان
کارگردانی شناخته‌ایم که کارهای خوب را در زمان کم تحویل می‌دهد. اما سریال «علی‌البدل»
در مقایسه با دیگر کارهای سیروس مقدم شایسته و درخور توجه نبود و به‌زعم بسیاری از
مخاطبان که در ایام عید این کار را دنبال کردند جذابیت چندانی نداشت. «علی‌البدل»
قاب‌های بسیار شلوغ و پرسروصدا داشت که شباهت زیادی به برخی از کارهای شکست‌خورده
دیگر ازجمله «ایران برگر» داشت. محسن تنابنده مشغول نشخوار موفقیت‌های قبلی خودش
است و این مجموعه را باید زنگ خطری برای خود بداند از این حیث که رویه‌اش را تغییر
دهد و اگر در مقام نویسنده یک مجموعه است، راه‌های تازه را در محتوا و فرم امتحان
کند. این میزانسن‌ها و موقعیت‌های شلوغ و پرسروصدا هرچند به‌جهت کارگردانی کار
سختی به‌شمار می‌آید اما در تصویر و قاب چندان دوست‌داشتنی از آب در نیامد. اگر
این سریال در مقاطعی موفق شد و توانست عنوان یکی از پر بیننده‌ترین سریال‌های
نوروزی را از آن خود کند، به‌واسطه نام سیروس مقدم و توانایی‌های بالقوه احمد
مهرانفر، محسن تنابنده، ‌مهدی فخیم‌زاده و نام شاخص مهدی هاشمی و البته رنگ و لعاب‌های
آن بوده است.

تمرکز‌زدایی از «پایتخت» باعث موفقیت مقدم در جذب مخاطب شد
که شاید در این کار خاص خیلی به مخاطبان پایتخت و استان‌های بزرگ‌تر فکر نکرده بود
و بیشتر سعی داشت بخشی از مخاطبانی که خاموش بوده‌اند و به جهت اقلیمی به آن‌ها توجهی
نمی‌شد را با خود همراه کند. اما در کل این سریال چند پله عقب‌تر از سریال‌های
دیگر سیروس مقدم بود و امیدواریم او در «پایتخت۵» که ماه رمضان پخش خواهد شد این
کسری را جبران کند.

بازیگرانی ازجمله
مهدی فخیم‌زاده، مهدی هاشمی، محسن تنابنده، احمد مهرانفر، هادی کاظمی، هومن حاجی‌عبداللهی،‌
بهرام افشاری و… در این سریال ایفای نقش کردند. مجموعه «علی‌البدل» به‌کارگرانی
سیروس مقدم، تهیه‌کنندگی الهام غفوری و با سرپرستی نگارش محسن تنابنده در ایام
نوروز از شبکه اول سیما مهمان خانه‌های مردم شد.


اما شبکه دو با «مرز خوشبختی» به استقبال سال نو رفت. حسین
سهیلی‌زاده هرچند سال یکبار تجربه دیگری در زمینه کمدی به کارنامه خود اضافه می‌کند
البته سریال «مرز خوشبختی» را نمی‌توان یک کمدی صرف دانست و می‌توان گفت یک طنز
موقعیت بود که جزو مجموعه‌های شیرین به‌حساب می‌آمد و نسبت به سریال «سه پنج دو»
چند گام جلو‌تر بود. «مرز خوشبختی» فیلمنامه منسجم و خوبی داشت و می‌توانست مخاطب
را پای خودش نگه دارد. اما دلیل این‌که این سریال به آن حد و اندازه‌ای که باید
نزدیک نشده شاید زمان پخش آن از شبکه دو سیما باشد شاید اگر این سریال در موقعیت
زمانی دیگری پخش می‌شد مخاطبان بیشتری را به‌خود اختصاص می‌داد. به‌هر‌حال
«مرزخوشبختی» به‌زحمت می‌تواند نمره قبولی را بگیرد.

بازیگرانی که در این سریال
حضور داشته اند عبارتند از: امیرحسین آرمان، مهدی سلوکی، پوریا‌ پور‌سرخ، شهرزاد
کمال‌زاده، سروش جمشیدی و… «مرز خوشبختی» به کارگردانی سامان مقدم، تهیه‌کنندگی
مسعود رسام و با قلم علی خودسیانی از شبکه دو سیما پخش شد.

اما یکی از موفق‌ترین مجموعه‌هایی که در تعطیلات نوروزی
شاهد آن بودیم سریال «دیوار به دیوار» بود. این سریال در ابتدا «مسکن مهر» سپس
«خانه ما» و در آخر نیز به «دیوار به دیوار» تغییر نام یافت. مجموعه‌ای که نقطه
قوتش بازیگران آن هستند و البته کارگردانی خوب و سنجیده سامان مقدم که همیشه با
ترکیب مدیوم سینما و تلویزیون یک کار حرفه‌ای و بالاتر از کارهای معمول تلویزیون
را تحویل این مدیوم داده است را نمی‌توان نادیده گرفت.

با این که سریال «دیوار به دیوار» مثل «علی‌البدل» قاب‌های
شلوغی داشت اما دکوپاژ حساب شده سامان مقدم نشان داد که سینما به او درس‌هایی داده
که بتواند از آن به‌نحو احسنت در مدیوم‌های دیگر استفاده کند. بسیاری بر این عقیده‌اند
که «دیوار به دیوار» بهترین سریال نوروزی است اما باید گفت که قابل قیاس با کارهای
قبلی سامان مقدم در رسانه ملی نیست. سریال«شمس‌العماره» او همچنان در این فضا موفق‌تر
است به این دلیل که تعدد فضا در آن بیشتر رعایت شده بود و در زمان خودش تجربه
جدیدتری در زمان خودش محسوب می‌شد. در‌حالی‌که «دیوار به دیوار» تکرار سریال‌هایی
است که چند خانواده همزمان در یک موقعیت حضور دارند و مخاطب شاهد اتفاقاتی است که
بین آن‌ها رخ می‌دهد. حضور قوی پژمان جمشیدی، فرهاد آئیش و دیگر بازیگران نشانه
هوش سامان مقدم در انتخاب بازیگران است.

این
مجموعه ۶۰ قسمتی به سفارش مرکز امور نمایشی سیما تولید شده است. «دیوار به دیوار» به‌کارگردانی سامان مقدم و تهیه‌کنندگی
حمید رحیمی‌نادی تولید شد. گوهر خیراندیش، فرهاد آئیش، رویا تیموریان، ویشکا
آسایش، آزاده صمدی، حسن زارعی، پژمان جمشیدی، امیرمهدی ژوله، یاسمینا باهر، علی
شادمان و مهسا طهماسبی بازیگرانی هستند که در این سریال بازی کرده‌اند. ناگفته
نماند که «دیوار به دیوار» ازجمله سریال‌های پربازیگر چند سال اخیر تلویزیون بوده
است.

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است


آخرین اخبار

پربازدیدها