این روزها سالن خلیجفارس فرهنگسرای نیاوران
میزبان نمایش «تابستان یخی» است. به همین بهانه با امین دلپذیر؛ نویسنده و کارگردان
این اثر و مارال فرجاد؛ یکی از بازیگران این نمایش گفتوگو کردهایم که در ادامه
میخوانید.
امین دلپذیر: کودکان صادقانه با تئاتر برخورد
میکنند
کمی درباره پروسه تولید نمایش «تابستان یخی» و
انگیزه اجرای این نمایش توضیح دهید.
ایده اولیه این نمایش و پیشتولید آن از اسفندماه سال گذشته
آغاز شد. با حامد زحمتکش و در دفتر او، حدود سهماه، روزی دوساعت روی متن کار و
آزمونوخطا کردیم. اصلیترین بخش تئاتر، متن آن است و ما میخواستیم کار بزرگی
انجام دهیم پس باید روی پایه محکمی پیش میرفتیم. پس از آنکه متن بهجایی رسید که
خودمان آن را دوست داشتیم، در زمینههای مختلف؛ بازیگری، طراحی صحنه، گریم، لباس
بهسراغ افراد حرفهای رفتیم تا کیفیت کار بهحد مطلوب باشد. در زمینه بازیگران،
بهدنبال افراد حرفهای و درعینحال شناختهشده که روی پرده سینما یا صفحه
تلویزیون دیده شده باشند، رفتیم تا بتوانیم مخاطبان بیشتری را جذب کنیم. هدف ما
این بود که تماشاگران بیشتری را به سالن بیاوریم تا تئاتر ما بیشتر دیده شود زمان
بسیار زیادی را برای نگارش متن و جمعکردن گروهی که بتوانیم با کمک آنها نمایشی
باکیفیت را ارائه دهیم، صرف کردیم. تمام تلاشمان را به کار بستیم تا به مخاطبان
احترام بگذاریم.
چه شد که فرهنگسرای نیاوران را برای اجرای
نمایش «تابستان یخی» انتخاب کردید؟
بهمنماه سال گذشته با نمایش «مسافر کوچولو و عمو نقال» در
سالن گوشه فرهنگسرای نیاوران تجربه موفقی را پشتسر گذاشتیم. از زمانیکه پروسه
آمادهسازی «تابستان یخی» کلید خورد، بهدنبال سالنی بودیم که بتوانیم پذیرای
تعداد بیشتری مخاطب باشیم. در میان سالنهای تئاتر، تالار هنر گزینه خوبی بود چون
سالن تخصصی کودک است و گنجایش مناسبی هم دارد اما ترافیک کاری در این سالن بسیار
بالاست. گروه باید یک تا دو سال در نوبت اجرا بماند. از آنجا که در سالن گوشه
تجربه موفقی داشتیم، مسئولان فرهنگسرای نیاوران سالن اصلی این فرهنگسرا؛ یعنی سالن
خلیجفارس را به ما دادند. بهندرت این سالن را به تئاتر اختصاص میدهند و این
سالن بهعنوان سالن کنسرت شناخته میشود. تصور ما بر این بود که حداقل مخاطبانی که
نمایش «مسافر کوچولو و عمو نقال» را دیده بودند، برای نمایش «تابستان یخی» هم میآیند
اما بهدلایلی عدیده این اتفاق نیفتاد.
«تابستان یخی» تمی جذاب دارد و گروهی حرفهای
نیز این نمایش را روی صحنه بردهاند، پس به چه دلیل از این اثر استقبال نشد؟
شاید فصل بدی را انتخاب کردیم. شاید دسترسی به فرهنگسرای
نیاوران در ساعت ۱۷:۳۰ کار دشواری است. کسی از ما نمیپرسد چگونه و کجا تئاتر را
تولید کردهای. وقتی نمایش روی صحنه میرود، درباره موی بازیگر، موسیقی و… اظهارنظر
میشود. وقتی اجرای نمایش تمام شد نیز کسی از شما نمیپرسد که آیا نتیجه مطلوب را
گرفتید یا نمایش برای شما بازگشت مالی داشت یا نه. این نمایش را با هزینه شخصی
تولید کردهام. ناراحتی من از مخاطب نداشتن، بهدلیل بازگشت مالی نیست، برای من
مهم است که نمایش دیده شود. این اتفاق کمی مرا بیانگیزه میکند.
شما هم در حوزه تئاتر کودک فعالیت میکنید و هم
تئاتر بزرگسال. کدام گونه را دشوارتر یافتید؟
قطعا تئاتر کودک دشوارتر است. تمام نویسندگان، کارگردانها
و بازیگران اعتراف میکنند که کار کودک از کار بزرگسال دشوارتر است. فهیمتریم و صادقانهترین
تماشاگران، کودکان هستند چون تمام ریاکشنهای کودکان در لحظه اتفاق میافتد؛ اگر
از نمایش شما خوشش بیاید، شما را تشویق میکند و به شما انرژی میدهد اما اگر
نمایش مورد قبولش واقع نشود، از سالن بیرون میرود. شما در لحظه میتوانید میزان
رابطهای کار با مخاطب برقرار میکند را دریابید. این انرژی سبب شده است که عاشق
کار کودک باشم. همیشه این مشکل ذهن مرا به خود مشغول کرده است که چرا تئاتر کودک
جدی گرفته نمیشود. در تئاتر بزرگسال بهسمت حرفهای شدن پیش رفتهایم؛ بازیگران و
افراد نامدارتری به این نوع تئاتر روی میآورند و خرج بسیار بیشتری برای این نوع
تئاتر میشود اما تئاتر کودک سر جای خود ایستاده است و به این نوع تئاتر، نگاه
سرهمبندی میشود. یکی از آرزوهای من این بود که تئاتری کامل و حرفهای برای
کودکان آماده کنم و آنچه در ذهن دارم را بهصورت صددرصد روی صحنه ببینم. این
اتفاق بهندرت در تئاتر کودک میافتد چون بحث مالی این اجازه را به کارگردانها
نمیدهد.
نمایش «تابستان یخی» در حوزه تئاتر نوجوان دستهبندی
میشود. از دید شما در حوزه تئاتر کودک کمتر کار شده است یا تئاتر نوجوان؟
چند سالی است که میان این دو نوع تئاتر تفکیک قائل شدهاند.
در گذشته این دو نوع تئاتر، در یک کَتِگوری تعریف میشد. باید این دو نوع تئاتر،
بهدلیل تفاوت محتوایی و براساس گروه سنی از یکدیگر تفکیک شوند. در این میان در
حوزه تئاتر نوجوان کمتر کار شده است. یکی از عمدهترین دلایل این اتفاق، فقدان
نمایشنامه است. داستانهای تئاتر کودک و نوجوان ما براساس افسانههایی همچون
«شنگول و منگول»، «روباه و زاغ» و اصولا داستانهای فولکلور خودمان تولید میشوند
که عموما برای مخاطبان کودک مناسب هستند. موضوع تئاتر نوجوان و جهانشناسیاش
متفاوت است. نوجوان امروز وارد دنیای تکنولوژیک شده است و مسائل. مشکلات دیگری را
در ذهن دارد. در سن بلوغ است و دچار مشکل است. امسال دیدم رضا فیاضی هم نمایش «پدر
یک دقیقهای» را در زمینه تئاتر نوجوان اجرا کرده است که در آن به مشکلات نوجوان و
خانوادهاش پرداخته است و از دید من این نمایش، موج جدید را در تئاتر نوجوان بهوجود
میآورد.
در «تابستان یخی» با دنیایی فانتزی و خیالپردازانه
مواجهیم و این اتفاق در تئاتر نوجوان ما بهندرت اتفاق میافتد و فضای این نوع
تئاتر معمولا کمی اخمو است. چه شد که چنین فضایی را برای نمایشتان انتخاب کردید؟
بهنظر من تئاتر نوجوان از نظر مفهوم و حرفی که قرار است
بزند باید از تئاتر کودک بزرگتر باشد. نباید روی صحنه فضای سردی که برای مخاطب
بزرگسال تصویر میشود وجود داشته باشد چون نوجوان ۱۵ یا ۱۶ ساله، هنوز بچه است؛
شادابی دوران کودکی را با خود دارد. مخصوصا در این دوران که انیمیشنهای فوقالعادهای
میبینیم و کودکان را از خلاقیت، نبوغ، رنگ و موسیقی سرشار میکنند. این آثار سطح
سلیقه را بالا بردهاند و کودک تمایل ندارد نمایشی خستهکننده ببیند. ما باید با
این تکنولوژی پیش برویم، موسیقی، انیمیشن و تحرک داشته باشیم تا بتوانیم این
نوجوانان را به اثرمان جذب کنیم. وقتی نوجوان جذب نمایش شد، پیام اثر را درک میکند.
موسیقی یکی از ارکان تئاتر کودک و نوجوان است و
شما از گروه موسیقی «شرنگ» در این نمایش استفاده کردید. یکی از مسائلی که در تئاتر
مطرح میشود این است که گروه موسیقی باید از ابتدا با گروه اجرا همراه باشد. آیا
این اتفاق برای نمایش شما افتاد؟
یکی از مولفههای اساسی تئاتر کودک و نوجوان، موزیکال بودن
آن است. «شرنگ» یک گروه موسیقی حرفهای است که خوانندهاش مهرداد بهزاداول است.
مهرداد بهزاداول نهتنها سر تمرینها حاضر میشد، بلکه در زمان نگارش متن هم حضور
داشت و از ابتدا با داستان آشنا بود. تصمیم ما بر این بود که مثل فیلم یا سریال
موسیقی متن داشته باشیم. پروسه آمادهسازی موسیقی حدود یکماه پس از پیشتولید
آغاز شد.
مارال فرجاد: «تابستان یخی» حتی یک بیلبورد
ندارد
خانم فرجاد چه شد که به گروه نمایش «تابستان
یخی» پیوستید؟
من از ابتدا در نمایشهای بزرگسال بازی کرده بودم البته
«تابستان یخی» دومین تجربه من در حوزه تئاتر کودک و نوجوان است. پیش از این، در
نمایش «الی و رویاهایش» به کارگردانی مشترک مرتضی سعیدیان و بهرام بهبهانی بازی
کرده بودم. جذابیت این نمایش برایم این بود که برای اولینبار در یک نمایش، نقشی
فانتزی بازی کنم و این بخش برای من بسیار جذاب بود. البته من در این نمایش نقشهای
پنگوئن، پرستو و ببر در تخیل سارا؛ کودکی که در اتاق خود تنهاست را بازی میکنم.
بههمراه سارا کنسرت برگزار میکنیم و آواز میخوانیم و فضای شاد و مفرحی را پدید
میآوریم. در کار کودک انرژی و خلاقیت مضاعفی وجود دارد که اگر بازیگر عشق و شادی
درونی را روی صحنه نداشته باشد و درگیریهای ذهنیاش را با خود روی صحنه بیاورد،
مخاطب میفهمد چون کودکان بسیار باهوش هستند. تمام این مسائل برای من بسیار جذاب
بود. درواقع توانستم با این نمایش فانتزیهایی که در ذهن داشتم را به «تابستان
یخی» بیاورم.
گفتید تاکنون نقش فانتزی بازی نکرده بودید.
چگونه به این نقشها رسیدید؟
امین دلپذیر برای اینکه بتوانیم این نقشها را ایفا کنیم،
انیمیشنها و فیلمانیمیشنهای زیادی را به ما نشان میداد تا در فضای کار قرار
بگیریم. ناصر آویژه نیز که بسیار در حوزه کودک کار کرده است، بسیار به ما کمک کرد.
همچنین مهرداد بهزاداول که هم خواننده و هم بازیگر تئاتر است، در نمایش بهصورت
زنده میخواند و این مسئله هم بسیار به ما کمک کرد تا بتوانیم نقشها را
دربیاوریم.
آقای دلپذیر به کم بودن تعداد مخاطبان اشاره
کردند. بهنظر شما به چه دلیلی این اتفاق افتاده است؟
ما حتی یک بیلبورد نداریم و بسیاری از مردم نمیدانند که در
سالن خلیجفارس فرهنگسرای نیاوران نمایش کودک روی صحنه است. امیدورام این سالن
بسیار خوب پرفروش شود و ما بتوانیم این فضای شاد را در اختیار کودکان قرار دهیم.
کودکان بسیار به این نمایش علاقهمند شدهاند اما نمیتوانند بهتنهایی برای دیدن
این اثر بیایند. امیدوارم پدر و مادرها و مهدکودکها از اجرای «تابستان یخی» مطلع
شوند و کودکان را به سالن بیاورند.
استقبال مخاطبان از تئاتر برای سالن نیز مفید
است. چرا باید فرهنگسرای نیاوران در زمینه تئاتر اطلاعرسانی نکند؟
معمولا در این سالن کنسرت برگزار میشود. حس من بهعنوان
بازیگر این است که از برگزارکنندگان کنسرت بیشتر از اهالی تئاتر حمایت میشود.
با وجود این مشکلات باز هم تمایل دارید در
تئاتر کودک حضور داشته باشید؟
بله؛ من تا حدودی دنیای فانتزی خودم را دارم و از این جهت
حضور در کار کودک برایم بسیار جذاب است.
تئاتر و سینما چه شباهتهایی با یکدیگر دارند و
آیا این بحث که برخی میگویند از تئاتر میآموزیم و در سینما و تلویزیون خرج میکنیم
را قبول دارید؟
در تئاتر بازیگر فرصت دارد تمرین کند و به نقش برسد اما در
سینما فرصتی وجود ندارد. البته تمام فیلمها اینگونه نیستند. بهعنوانمثال در
فیلم «جاودانگی» که بهتازگی ساخته شده است، همچون تئاتر از دو ماه قبل از آغاز
فیلمبرداری، جلسات تمرین را برگزار کردیم و در طول روز نمایش را آماده کردیم. اما
معتقدم در تئاتر میتوان آموخت و در سینما بازی کرد. در تئاتر بازیگر میتواند به
پختگی برسد البته این اتفاق در سینما هم بهندرت میافتد اما از دید من بازیگر تئاتر
بسیار خلاقتر و جسورتر است و این شانس که در هر دو حوزه حضور داشته باشید برای
بازیگران بسیار جذاب است.
از لحاظ اقتصادی کدام مناسبتر است؟
نمیتوان به تئاتر بهعنوان فعالیت اقتصادی فکر کرد. فقط درصورتی
میتوانیم از این راه امرارمعاش کنیم که تهیهکنندهای وجود داشته باشد و دستمزد
مشخصی را برای بازیگران در نظر بگیرد. البته در سینما هم امنیت شغلی وجود ندارد.
دستمزدها بالاتر است اما امکان دارد دو یا سه ماه بازیگر بیکار باشد.
……..
مهاجرت حیوانات از قطب به اتاق سارا
نمایش «تابستان یخی» داستان دختری بهنام سارا را روایت میکند.
بهمرور و بر اثر برخی اتفاقها، اتاق سارا سرد و سردتر میشود تا اینکه درنهایت
اتاقش به قطبجنوب تبدیل میشود. در این میان قطب گرم شده است، درنتیجه حیوانات
قطبی همچون پنگوئن، پرستوی بهشتی، آخرین ببر قطبی به اتاق سارا کوچ میکنند. در
این نمایش اتفاقهایی برای این حیوانات رخ میدهد.
مینا صفار
هنوز دیدگاهی منتشر نشده است