نمایش «پینوکیا» از شانزدهم مرداد، اجراهای خود را در سالن استاد ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر آغاز کرد. این نمایش پس از سه اجرا، بهدلیل آنچه «رعایت نکردن موازین در پوشش بازیگران و همچنین برخی دیالوگهای نامناسب» اعلام شد، از سوی شورای نظارت و ارزشیابی مرکز هنرهای نمایشی، بهمدت سه روز توقیف شد و پس از اعمال تغییرات، اجراهای نمایش از سر گرفته شد. به همین بهانه با شهره سلطانی کارگردان این نمایش انجام دادهایم که در ادامه میخوانید.
چه اتفاقی افتاد که نمایش «پینوکیا» پس از سه اجرا متوقف شد؟
بهقدری از این اتفاق ناراحتم که هر بار در مورد آن صحبت میکنم، اذیت میشوم. در ابتدا ما از پوستیژهای فانتزی استفاده کرده بودیم. اما نگاه آنها این بود که پوستیژها به موی طبیعی آدمها نزدیک است، درحالیکه از نظر من با توجه به رنگ خاص موها، اصلا به این صورت نبود. ضمن اینکه فرض تئاتر بودن، همه این مسائل را حل میکند. ما همواره میگوییم «تئاتر است» اما بههرحال به ذائقه برخی خوش نیامده بود. در کنار پوشش، حواشی پیش آمده بود و مسائلی مطرح شد که اصلا هدف من نبوده است و خود من با آنها مخالفم. اساسا نمایش در راستای مخالفت با همان حاشیههایی که برای آن تولید شده بود، ساخته شده است و از فردای روزی که تذکرها به ما ابلاغ شد و موارد اصلاحی را به ما اعلام کردند، بلافاصله شروع کردیم به اعمال اصلاحات. من لچک را بر سر پینوکیا گذاشتم. منتها زمان لازم بود تا این موهای کاموایی که در اجراهای اخیر ما استفاده میشوند، بافته شود اما بههرحال کار ما را توقیف کردند و به مدت چهار روز ما نتوانستیم نمایش را به روی صحنه ببریم. بعد از چهار روز، بازبینی مجدد انجام دادیم و جالب اینجاست که «پینوکیا» پس از بازبینی مجدد، چندان توفیری با نمایشی که توقیف شد، ندارد و من هنوز نمیدانم به چه دلیل آن اتفاقها رخ داد. از سوی دیگر، اگر در زمان اجرا مطلبی حاشیهساز مطرح شده بود، اصلا قراردادی نبوده است. بههرحال ممکن است بازیگران علیرغم میل باطنی من در لحظه جملهای بداهه بگویند، اگر حرف بدی نباشد و به فضای موجود کمک کند من خیلی هم ناراحت نمیشوم ضمن اینکه من همیشه گفتهام و شعار هم نمیدهم، اصلا با چیزهایی که بخواهد نمایشم را به ابتذال بکشد، مخالفم و قراری برای اجرای چنین نمایشی ندارم. اگر چنین نیتی داشتم، میتوانستم انتخابهای دیگری برای اجرای نمایش داشته باشم.
این وقفه چه تاثیری بر میزان استقبال مخاطبان و دلسرد شدن گروه اجرایی نمایش داشت؟
قطعا به نمایش ضربه زد. ما مراسم افتتاحیه را برگزار کردیم، روز دوم هم نمایش به روی صحنه رفت و ناگهان جلوی اجرای نمایش را گرفتند، یعنی ممکن نیست اتفاقی از این بدتر و ناگوارتر برای نمایشی رخ دهد. گروه من در نطفه خفه شدند؛ هم بازیگران و دیگر عوامل اجرای نمایش سرد شدند و هم مخاطب ما که تازه میخواست تئاتر انتخاب کند و به تماشای نمایش بنشیند، به دلیل این وقفه، از انتخاب نمایش منصرف شد و درنتیجه ما شاهد ریزش مخاطب بودیم.
در نمایش شما اتفاقهایی پیش میآید که در متن استفانو بنینی نیست، این تفاوت در متن، طبق نظر شما بوده است یا در زمان بازنویسی این اتفاق برای نمایشنامه رخ داد؟
من از اجرای «پینوکیا» دو هدف داشتم. یک هدفم این بود که انتقادی را به ماشینی شدن زندگی انسانها مطرح کنم. متاسفانه ما با هجوم تکنولوژی در بازار جهانی و نفوذ آن در خانوادهها مواجهیم و این مساله باعث ازهمگسیختگی روابط میشود و آدمها به سمت دنیای ماشینی میروند. زمانیکه احساسات و عواطف از انسانها گرفته شود، بهمرور بسیاری از مسائل آسیبرسان جایگزین آنها میشود همچنین من به دنیایی که متاسفانه براساس دروغ پایهریزی شده است، پرداختهام و میخواهم بگویم نمیتوانیم امیدوار باشیم بهصرف سالم بودن خودمان، از ما حمایت میشود و میتوانیم مسیرمان را بهدرستی پیش بریم، بهقدری مسائل جانبی وجود دارد که انسانها را به بیراهه میبرد. حرف من حرف امروز و جامعه امروز در سطح جهانی است. طبیعتا متن بنینی خیلی اثر خوبی است و کاملا به این مسائل میپردازد و از همین رو توجه مرا جلب کرد و تصمیم گرفتم آن را اجرا کنم اما از جهاتی متن مرا راضی نمیکرد. مایل بودم معضل بزرگی به نام استثمار زنها را هم روی صحنه نشان دهم. استثمار زنها معضلی جهانی است و نمیتوانیم بگوییم تنها در جهان سوم اتفاق میافتد. این مساله در تمام دنیا به اشکال مختلف وجود دارد ازاینرو دوست نداشتم نمایش، تنها در متن بنینی خلاصه شود. به همین دلیل با نعیمی به تعامل رسیدیم و به او گفتم میخواهم «پینوکیا» این معضل را هم نمایان کند.
احساس میشود از عمق و عرض صحنه در این نمایش استفاده نشده است
اصلا این سالن برای من مناسب نبود. بیشتر مایل بودم نمایش را در بلک باکس اجرا کنم، کلا تمام نمایشهایی که بهعنوان کارگردان به روی صحنه بردهام، برای اجرا در بلک باکس طراحی شدهاند؛ چون فکر میکنم در چنین صحنههایی دستم بازتر است اما این سالن را به من دادند و ازآنجاکه پنج سال پیش برای اجرا در تماشاخانه ایرانشهر تقاضا داده بودم، البته در آن زمان قرار بود نمایش دیگری را کارگردانی کنم اما آن نمایش اصلا امکان اجرا در سالنی غیر از بلک باکس را نداشت، ازاینرو تصمیم گرفتم «پینوکیا» را در این سالن روی صحنه ببرم. برای اجرای نمایش در چنین سالنی آشنایی کافی نداشتم. به همین دلیل هم در این نمایش از مشاور استفاده کردم. متاسفانه این نوع صحنهها همواره لطمههایی به نمایش میزند.
یکی از جذابیتهای نمایش «پینوکیا» حضور انیمیشن است اما این انیمیشن در بسیاری از مواقع دیده نمیشد. این مشکل از کجا ناشی شده است؟
طراحی کار من بر اساس انیمیشن است اما دستگاه پخش و پروژکتورهای سالن ناظرزاده کرمانی خراب هستند. از یک سو ما برای تولید انیمیشن نمایش، بسیار زحمت کشیده بودیم و از سوی دیگر هزینه مالی آن هم بسیار زیاد بود اما انیمیشن ما حرام شد و اصلا دیده نمیشود، کاری هم از دست ما برنمیآید چراکه امکانات این سالن در همین حد است. تصمیم گرفتیم پروژکتور اجاره کنیم اما این عمل، هزینه گزافی را به گروه تحمیل میکرد که برای ما ممکن نبود. از دوستان تئاتری که پروژکتور داشتند، درخواست کردم به من قرض بدهند که ندادند. افتخار ما همواره این بود که اهالی تئاتر به یکدیگر کمک میکنند اما گاهی اوقات با مسائلی مواجه میشویم که بسیار عجیب و تاسفبرانگیز است.
مینا صفار
انتهای مطلب/
هنوز دیدگاهی منتشر نشده است