اَنَا الحقُّ… | پایگاه خبری صبا
امروز ۱۵ فروردین ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۳۶
تالارِ حکایت

اَنَا الحقُّ…

الهی! بر این رنج که از بهرِ تو می‌دارند محرومشان مگردان، و از این دولتشان بی‌نصیب مکن.

از یک یک اندام او آواز می‌آمد که اَنَا الحقُّ…

پس (حسین) در راه که می‌رفت می‌خرامید دست اندازان و عیّار‌وار می‌رفت با سیزده بندِ گران.

روی سوی آسمان کرد و گفت:

الهی! بر این رنج که از بهرِ تو می‌دارند محرومشان مگردان، و از این دولتشان بی‌نصیب مکن. الحمد للّه که دست و پای من بُریدند در راه تو.

 

پس گوش و بینی بُبریدند و سنگ روانه کردند عجوزه‌بی پاره‌یی رُگو در دست، می‌آمد. چون حسین را دید گفت:

محکم زنید این حلّاجکِ رعنا را. تا او را با سخنِ اسرار چه کار؟

پس زبانش ببریدند و نماز شام بود که سرش ببریدند. در میان سر بریدن تبسّمی کرد و جان بداد. مردمان خروش کردند و حسین، گویِ قضا به پایان میدانِ رضا برد و از یک یک اندام او آواز می‌آمد که

اَنَا الحقُّ…

ذکرِ حسین منصور حلّاج قدّس الله روحَهُ العزیز | از تذکره الاولیاء شیخ فریدالدین عطار نیشابوری ( با تلخیص)

آرامگاه عطار

منبع: رسانه مجازی و رسمی شفیعی‌کدکنی

shafiei_kadkani@

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است


آخرین اخبار

پربازدیدها