به گزارش خبرنگار سینما صبا، فوتبال صرفاً یک بازی یا یک مسابقه سرگرمکننده نیست. برخی از کشورها تاریخ سیاسی و اجتماعی خود را به مدد این ورزش به برهههای مختلف تقسیم میکنند. از کشورها آمریکای جنوبی گرفته تا اروپا و آسیا. ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. بسیاری از خاطرههای جمعی این ملت با فوتبال گره خورده است. یک بازی مهم ملی میتواند زندگی ایرانیان را به قبل یا بعد آن تقسیم کند.
در این مسابقه ورزشی شصیتهای بزرگی آمده و رفتهاند. برخی جایگاهشان در ذهن مردم کمرنگ شده برخی هم تا ابد جاودانه شدهاند. در این میان کاراکتری به نام پرویز دهداری حضور دارد. او سرمربی تیم ملی ایران در دوران جنگ بود. دهداری به اندازه برخی فوتبالیستهای اسطورهای شناخته نشده نیست. نامش را شنیدهایم اما به شکلی مطمئن از خلق و خو و اقداماتی که او برای تیم ملی و فدراسیون وقت انجام داد باخبر نیستیم. به همین سبب ایده اولیه فیلم «پرویزخان» با وجود پرتره بودنش برای مخاطب کمی مهجور است. از این رو مخاطب در موازات با نزدیک شدن به دهداری میتواند روایت را دنبال کرده و همپا با موقعیتها کنجکاو یا تهییج شود.
اگر بخواهیم به منطق فرمال فیلم نگاهی بیندازیم باید به محوریت شخصیت در این فیلم توجه داشته باشیم. وقتی یک فیلم زندگی شخصی کاراکتری واقعی را به عنوان دغدغه اصلی روایت خود قرار میدهد، دو رکن بسیار مهم حائز اهمیت است. دو رکنی که آلن آرمر بر آن تأکید به خصوص دارد.
نخست شخصیتپردازی و دوم هدف آن شخصیت. فیلم «پرویزخان» ساخته علی ثقفی به خوبی این دو رکن را رعایت کرده است. ابتدا به جزئیاتی که در رفتار و اخلاق دهداری وجود دارد توجه کرده، دوم هدف او را که جمع کردن یک تیم جدید و آماده کردن آن برای مسابقه با کویت است را به نمایش داده است. این دو رکن در امر تصویر به خوبی پیادهسازی شده است. موسیقی بامداد افشار را در این بحث نباید نادیده بگیریم. افشار با ایجاد فضایی معصومانه در ساحت موسیقی سمپاتی مخاطب را تسهیل کرده است.
مهمترین و تاملبرانگیزترین موقعیت فیلم «پرویزخان» کلایمکس فیلم یعنی بازی ایران و کویت است. این پایانبندی از یک مستندساز کمی بعید بود. ثقفی به عنوان یک مستندساز روایتی سینمایی و فرمیک از این بازی ارائه داده است. نمای واید به آن صورت قابل مشاهده نبوده و بازیکنان در میزانسنهای بسته به تقابل با کویت میپردازند. نحوه ترسیم بازی و تقطیع نماها باعث ایجاد تعلیق میشود. شوت عابدزاده و نمای هلیشاتی که به گل دوم ایران منجر میشود، یکی از بهترین نمونهها در ایجاد این تعلیق و دلهره است.
*محراب توکلی
هنوز دیدگاهی منتشر نشده است