نمایشی کمدی که صرفاً جهت خنده نیست! | پایگاه خبری صبا
امروز ۲۸ فروردین ۱۴۰۳ ساعت ۰۸:۵۶
نگاهی به نمایش «از نظر سیاسی بی‌ضرر» به کارگردانی ابراهیم پشت‌کوهی

نمایشی کمدی که صرفاً جهت خنده نیست!

قهرمان این داستان که یک مامور مرگ‌های غیراتفاقی است، از وضع مالی خوبی برخوردار نیست، چراکه تعداد محدودی از شرکت‌­های قتل، با هم تبانی کرده‌اند و پرونده‌های قتل را بین خودشان تقسیم می­‌کنند. در آن جهان خیالی، فساد چنان سیستماتیک است که حتی به شرکت­‌های خدماتی هم راه یافته­ است...

به گزارش صبا، نمایش «از نظر سیاسی بی‌ضرر» تازه­‌ترین اثر ابراهیم پشت‌کوهی که این روزها در تماشاخانه ایرانشهر در حال اجراست، بر اساس رمان «مامور مرگ‌های غیراتفاقی» نوشته و دراماتولوژی شده است. نمایشنامه و رمان فرمی سوررئال دارند که بدون ارتباط با جهانی که متن در آن  نوشته و اجرا می‌­شود، شرایطی عجیب را تصویر می‌کنند. ایده محوری آنها، جامعه‌­ای است که در آن شرکت‌­هایی وجود دارند که مامورانی برای قتل، سرقت، باج‌گیری و نطق‌کشی در اختیار درخواست‌کنندگان می‌­گذارند. در این لامکان، دانشگاهی وجود دارد که در آن اساتید درس‌هایی مثل اختلاس کلان ارائه می‌دهند و شغل‌های غریبی مثل غیب‌کننده دکل‌های نفتی وجود دارد که البته قرار نیست خواننده و تماشاگر ایرانی را یاد چیزی بیندازد!

در آن جامعه،کتاب‌خواندن ممنوع است. مردم جمله­‌ای را به شوپنهاور نسبت می­‌دهند که مشخصاً متعلق به آن فیلسوف آلمانی نیست. همچنین تعدادی از کاراکترها متعلق به گروهی به نام کمپ ترک نوشتن هستند که در آن به کمک متخصصان سعی دارند نوشتن را که بلای خانمان‌سوز زندگی‌شان شده، ترک بگویند. آنها از رفتارهای تهیه‌­کنندگان و ناشران در عذاب هستند و دخل و خرج این گروه یعنی نویسنده­‌ها و کارگردان­‌ها با هم جور درنمی­‌آید. چنین شرایطی برای جامعه ما با این سرانه مطالعه بالا، علم و آگاهی و مصرف بالای فرهنگی که موجب سرآمدشدن فرهیختگان و نخبگان هنری و ادبی شده است، بسیار دور از ذهن و غیرعادی می­‌نماید!

همچنین به طرز عجیب و بی‌ارتباطی با واقعیت، در این جامعه جان انسان­ها بی‌ارزش است، طوری که وقتی قهرمان داستان، پرونده­ نطق‌کشی می­‌گیرد و به اشتباه سوژه را به قتل می­‌رساند، رییسش به او می­گوید:«حالا کُشتی به دَرَک، چرا در خونه‌اش رو شکستی؟ خلاف قانونه، حق الناسه».

به نظر می­‌رسد در آن جامعه خیالی، می­‌تواند دادگاه­‌های نمایشی برگزار بشود و به اسم قانون، خون­‌ها ریخته بشود یا حتی قتل­‌های زنجیره­‌ای اتفاق بیفتد. در واقع کار و وظیفه عده­ای از مردم کشتن هم‌نوعانشان است که از قضا در آن عالم فرضی، شغلی مورد احترام و پول‌آفرین است.

اما قهرمان این داستان که یک مامور مرگ‌های غیراتفاقی است، از وضع مالی خوبی برخوردار نیست، چراکه تعداد محدودی از شرکت‌­های قتل، با هم تبانی کرده‌اند و پرونده‌های قتل را بین خودشان تقسیم می­‌کنند. در آن جهان خیالی، فساد چنان سیستماتیک است که حتی به شرکت­‌های خدماتی هم راه یافته­ است اما معلوم نیست چنین فسادی که نظیرش در هیچ­ جای جامعه­ ما دیده نمی‌­شود، چگونه به ذهن نویسندگان این اثر وارد شده است. حتماً آنها ذهن­‌های مریضی داشته‌­اند! یا شاید نمونه‌اش را در جوامع دیگر، در غرب دور یا جاهایی که ما به دلیل مشغول‌بودن به پیشرفت خودمان، از آنها بی‌اطلاع هستیم، یافت بشود. ما که نمی­دانیم. الله‌اعلم!

بنابراین نمایش «از نظر سیاسی بی­ضرر» موقعیتی کاملاً و صرفاً کمیک را ایجاد می­‌کند که شوخی­‌ها و موسیقی و حرکات طراحی‌شده­اش،کاملاً و صرفاً باعث خنده حضار و ایجاد فضای شاد و مفرح می‌­شود. در نظرسنجی سایت تیوال هم می‌­توان این موضوع را مشاهده کرد.گروهی از تماشاگران از فضای شاد نمایش تعریف کرده‌­اند اما به پوچ و بی‌محتوابودن آن خرده گرفته‌­اند. آنها حق دارند؛ این نمایش کاملاً و صرفاً بی‌ارتباط با شرایطی است که ما در آن زیست می­‌کنیم و به همین خاطر از نظر سیاسی بی‌ضرر است و حتی اگر کوچک‌ترین ارتباطی هم با واقعیت داشت، دیدنش برای مردمی که چنان شرایطی را تاب می‌­آورند، از نظر سیاسی مضر محسوب نمی­‌شد. نهایت این‌که کمی به خودشان و جامعه‌­شان می­‌خندند و همچنان می­‌روند که باز هم تاب بیاورند.

در پایان جهت بررسی فنی اجرا می‌­توان گفت ابراهیم پشت‌کوهی بسیار موفق عمل کرده است. او که پیش از این کم‌تر به سراغ نمایشنامه­‌های کمیک رفته، در «از نظر سیاسی بی­ضرر» چنان فضایی آفریده که بارها و بارها مخاطب را به قهقهه می­اندازد. شوخی­ها و ارجاعات مکرر به سینما و ادبیات و تغییر اسم­‌هایی مثل «زینال غیربندری»،«اکبر فرهادی» و … به رنگ و لعاب نمایش افزوده است. همچنین خلق اصلاحاتی مثل «گربه‌کُش» و بازی با کلماتی نظیر «طرف این‌قدر مشروط شده که الان تو همون دانشگاه مشروطه درس می‌ده»، جالب توجه است.

همچنین پشت‌کوهی بار دیگر از موسیقی زنده و گرم جنوبی استفاده کرده که به ریتم  و فضا کمک زیادی کرده است. طراحی لباس بسیار هوشمندانه از رنگ و المان قرمز در بازآفرینی نمایشی درباره قتل بهره­ گرفته و ترکیب آن با رنگ کاربنی، با حس‌وحال فانتزی فضا همراه شده است. در طراحی صحنه، از عکس­هایی که بر پرده ظاهر می­‌شود، استفاده­ی خلاقانه­ای‌شده که می­توانست بیش‌تر هم باشد. در ابتدا تا میانه نمایش، صدای ذهن راوی را در جاهایی می­شنیدیم که از میانه نمایش به ناگهان حذف می­‌شود و به یکپارچگی نمایش آسیب می‌رساند.

نکته پایانی این‌که بازی بازیگران نمایش، درست و یکدست پیش می­‌روند، به ویژه وحید آقاپور و گاتا عابدی با بازی‌هایی متفاوت اما کنترل­‌شده از پس کمدی و فانتزی نقش‌هایشان به خوبی برمی­‌آیند.

پریسا آزمایش

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است