فیلم‌نامه‌نویسی در ایران مافیای خودش را دارد | پایگاه خبری صبا
امروز ۹ اسفند ۱۴۰۳ ساعت ۲۳:۱۳
گفتگو با محمد میرعلی‌اکبری نویسنده و کارگردان نمایش «آقا مهدی»:

فیلم‌نامه‌نویسی در ایران مافیای خودش را دارد

محمد میرعلی‌اکبری نویسنده و کارگردان پرکار سال 1403 که کارهایی همچون« مرغ دریایی »و «حرفه خبرنگار»و «دایی سعید» و «عددهای نشده » و...در کارنامه کاری خود دارد. این‌روزها نمایش «آقامهدی» را در مقام نویسنده و کارگردان روی صحنه دارد، با او گپ زدیم.

مینا پیروزیان/ صبا؛ محمد میرعلی‌اکبری از نویسندگان و کارگردانان پرسابقه نمایش ایران است که با عظمی راسخ در حال به اجرا بردن چیزهایی است که نسل جوان‌تر کمتر سراغش می‌روند. نگاهی به شدت آکادمیک و در عین حال تجربی به تئاتر دارد که باعث شده آثارش ویژگی‌های کمیابی پیدا کنند که در نمایش این سالهای تئاتر ایران، غنیمتی است. آنچه او به عنوان یک نمایشنامه نویس با آثار چخوف انجام داده، در نمایش ایران چندان نظیر ندارد. وقتی به اقتباس‌هایی که از چخوف انجام داده نگاه می‌کنیم، انگار دقیقا آنتوان چخوف از روسیه به تهران معاصر آمده تا آنچه می‌بیند و زیست میکند را به رشته تحریر درآورد.

از همکاری و رفاقتتان با حسین کشفی اصل بگویید؟ ازکجا و چگونه شکل گرفت؟

برای اولین بار حسین کشفی اصل را سال ۸۲ در سالن کوچک تالارمولوی دیدم وبرای بازی خوبش به او تبریک گفتم. همانجا آشنایی بین ما شکل گرفت. سال ۹۳ در نمایش «آلاویاتان» حسین برای من بازی کرد. برای دومین بار در نمایش «پولانسکی» باهم همکاری کردیم. از نمایش «پنگوئن‌های افسرده» به بعد شکل کارکردن من و حسین عوض شد. او علاوه بر بازی، مجری طرح نمایش‌هایم شد. امسال چهار نمایش داشتم که می‌توانم بگویم، پرکارترین سال زندگی‌ام بود. در تمام این چهارنمایش آقای کشفی‌اصل هم به عنوان مجری طرح در کنارم بود.

 علاقه شما به چخوف از کجا شکل گرفت، و ایده آداپته کردن نمایشنامه‌های خارجی چطور شکل گرفت؟

 

اولین نمایشی که خواندم«باغ آلبالو» از آنتوان چخوف بود، فضای آثار چخوف برایم فوق‌العاده بود. باید کمی به عقب برگردیم، از سال ۹۷ کارگاه‌هایی تحت عنوان «ایده تا اجرا» برگزار می‌کنم. ایده اصلی اینگونه است که بر اساس شخصیت و کاراکتر هنرجویان، نمایشنامه را نوشته و داستان را شکل می‌دهم. همین شکل اجرایی باعث شده تا هنرجوهای بسیاری علاقمند حضور در این کارگاه‌ها باشند. سال ۱۴۰۰ در موسسه «هنرگستر حیایی»کارگاه ایده تا اجرا برقرار کردم و به دنبال سوژه‌ای مناسب بودم. فیلم نمایشی از «سه خواهر» چخوف دیدم که یک گروه نمایشی نیجریایی بریتانیایی کار کرده بود. انتقال فضای نمایش چخوف از روسیه به نقطه‌ای دیگر، جرقه اصلی این ایده را در من شکل داد، که نمایشنامه را بازنویسی کرده و داستان را دربستر ایران معاصر تعریف کنم. پس در ابتدا «سه خواهر» را ایرانیزه کردم و داستان را به سمت سال ۵۷ بردم که در خانه‌های سازمانی نیروی دریایی در آبادان اتفاق می افتد. داستان را به سمت آتش سوزی سینما رکس بردم. وقتی چخوف ایرانی شد تماشاگران خیلی ارتباط جالبی با آن برقرار کردند. سال بعد هم «باغ آلبالو» را ایرانیزه و در سالن حافظ به روی صحنه بردم. داستان را به سال ۶۷ به زمان جنگ ایران و عراق و فروخته شدن باغ آلبالو در زمان و پیام قطعنامه که در حال پخش بود برگرداندم . آن کاردیده شد خیلی اتفاق خوب و خجسته ای در زمان خودش افتاد و تصمیم گرفتم پنج کار دیگری را که مانده هم به عنوان پنجگانه اجرا ببرم که در واقع «آقامهدی» پنجمین و آخرین قسمت این پنج‌گانه است که اقتباسی است از «ایوانوف».

پس در واقع نمایش «آقا مهدی» هم همینگونه شکل گرفت؟

 

بله، «آقا مهدی»هم مانند کارهای دیگرم اقتباسی بود از ایوانوف چخوف که محصول دوازدهین دوره کارگاه «ایده تا اجرا» است. نقش «آقامهدی» را حسین کشفی‌اصل برعهده گرفت. این کارها را به صورت رئالیستی اجرا می‌برم. تا حال سه خواهر یا باغ آلبالو هایپر رئال بودند. اگر دکور یا لباس اجازه دهد به سمت درام می‌روم و احساس می کنم تماشاگر با کارهای رئال خوب ارتباط برقرار می کند.

چه اندازه این کار برایتان جذاب بود؟ از نتیجه کار راضی بودید؟

آن دسته از آثار چخوف که آداپته کردم را جزو بهترین کارهایم می‌دانم. یک تفاوت اساسی که گروه «آقا مهدی» داشت اعضایش بود. بچه‌هایی که جزو بهترین‌ها بودند.می توانم بگویم در این دوازده کارگاه با اختلاف گروه آقا مهدی‌ از همه بهتر بودند. بی شک گروهی بودند که پس از اتمام کار دلتنگشان خواهم شد.

بازیگران را چگونه انتخاب کردید؟

بر اساس هنرجوهایی که درکارگاهایم ثبت نام می کنند. براساس آن ها نمایشنامه را طراحی می‌کنم. هنرجوها با خودشان چیزهای خوب و جالبی دارند. شوق و ذوقی دارند که احساس خیلی خوبی را برای من کارگردان و نویسنده ایجاد می‌کند.

 

شما علاقه‌ای به نوشتن فیلم‌نامه دارید؟ و اگر نوشتید در چه سبکی و و سیاقی بوده است؟

یکی از فیلم‌نامه‌هایم مشترک با آقای ابراهیم فروزش بوده است به نام «شیر توشیر» که تبدیل به فیلم شد.البته این را هم بگویم که فیلمنامه‌نویسی در ایران مافیای خودش را دارد و ورود به آن آسان نیست.

چه نمایشنامه‌هایی در دست چاپ دارید؟

نمایشنامه‌های «سگ خور» و «معبد اقیانوس» را در دست چاپ دارم که به نظرم هر دو قابلیت سینمایی دارند.برای«سگ خور» تهیه کننده‌ای هم پیدا شد و تاپای قرارداد هم رفتیم که حتی تبدیل به سریال شود. متاسفانه این همکاری شکل نگرفت.

از کارها و برنامه‌های آینده بگویید

امسال انتشارات «آیاس» را تأسیس کردم و مشغول چاپ کتابم. در حال حاضر هم مجموعه نمایشنامه‌های نویسنده بزرگ سوئدی «لارش نورن» را در دست چاپ داریم. که شامل دو نمایشنامه «سایه‌ها را به ما بده» و «سی و یک نودو سه» این دو نمایشنامه را مترجمش خانم پاکبازنیا محبت کردند و برای چاپ در اختیار من گذاشتند. مجوز کارگردانی‌اش را هم به من دادند. و «سایه‌ها را به من بده» مقاطع آخر زندگی یوجین اونیل» و برشی از زندگی او با همسرش که اختلاف « سنی زیادی با هم دارند شکل می‌گیرد. بسیار مشتاقم این نمایشنامه را به روی صحنه ببرم. این اثر را برای اجرا در تئاتر شهر پیشنهاد دادم تا سال آینده با بازیگرهای حرفه‌ای روی صحنه ببرم. نمایشنامه «سی و یک نودو سه» کار آوانگاری از «لارش نورن» است که بیست و شش کاراکتر دارد. این نمایشنامه برشی از جامعه سوئد است. مشتاقم این نمایشنامه را با تعدادی از هنرجوهایی که در طول کلاس‌هایم داشتم به روی صحنه ببرم. البته به دلیل تایم زیادی که این اثر خواهد داشت، اجرا در محیطی مثل سوله ای یا گاراژ برایش مناسب خواهد بود.

حرف پایانی

امسال سال بسیار سختی بود، خوشحال سربلند بیرون آمدم.

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است


آخرین اخبار

پربازدیدها