چرا آثار دفاع مقدس در اکران شکست می‌خورند؟ | پایگاه خبری صبا
امروز ۱۰ فروردین ۱۴۰۴ ساعت ۲۲:۱۸

چرا آثار دفاع مقدس در اکران شکست می‌خورند؟

علی غفاری کارگردان فیلم «پیشمرگ» با آسیب‌شناسی تولید و توزیع آثار دفاع مقدس گفت: باید به سمت سینمای قهرمان‌محور حرکت کنیم.

به گزارش صبا، فیلم سینمایی «پیشمرگ» به کارگردانی علی غفاری و تهیه‌کنندگی آرش زینال خیری به برشی از زندگی شهید سعید قهاری سعید در دوران پس از جنگ می‌پردازد. «پیشمرگ» در چهل و سومین جشنواره فیلم فجر عنوان برترین فیلم از نگاه تماشاگران را به خود اختصاص داد و از ۸ اسفند در باکس نوروز و ماه رمضان اکران خود را در سینماهای سراسر کشور آغاز کرده است.

روایت این فیلم به اتفاقات سال ۱۳۷۲ در کردستان اشاره دارد و برگرفته از یک داستان واقعی است. شهید سعید قهاری در سال ۵۸ در ماجرای پاوه در کنار شهید چمران حضور داشت و بعدها نیز در کنار شهید احمد متوسلیان، احمد کاظمی و … در عملیات‌های مختلف حاضر شد. وی سپس تا فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهدا پیش رفت و در سال ۱۳۸۵ در حالی‌که حدود ۴ ماه از فرماندهی لشکر ۳ نیروی مخصوص حمزه سیدالشهدا می‌گذشت، به شهادت رسید.

مهدی نصرتی در این فیلم در نقش شهید سعید قهاری‌سعید حاضر شده است. الناز ملک، ساناز سعیدی و حسام منظور همراه با آرش آصفی، عبدالرضا نصاری، مهیار شاپوری، بهرام ابراهیمی، محمد اشکان فر دیگر بازیگران فیلم «پیشمرگ» هستند.

اکران نوروزی و دریافت سیمرغ مردمی بهانه‌ای بود تا نشستی با حضور کارگردان و تهیه‌کننده «پیشمرگ» در خبرگزاری مهر برگزار کنیم. در این میزگرد عوامل فیلم به آسیب‌شناسی اکران و عرضه فیلم‌های دفاع مقدسی پرداختند. به عقیده آنها معضل اصلی سینمای دفاع مقدس این است که متولیان و صاحبان آثار در امر تبلیغ کوتاهی می‌کنند و این فیلم‌ها به خوبی برای مخاطبان اکران و تبلیغ نمی‌شوند.

همچنین آرش زینال‌خیری در بخشی از این گفتگو به حواشی دریافت سیمرغ مردمی و ثبت آرای مردمی پاسخ داد و گفت که «پیشمرگ» به دلیل رضایت بالای مخاطبان موفق به دریافت این جایزه شد.

علی غفاری نیز معتقد است که زاویه دید ما باید نسبت به سینمای دفاع مقدس تغییر کند و به سمت سینمای قهرمان‌محور برویم تا نسل جوان نیز بتوانند با قهرمانان روی پرده سینما ارتباط برقرار کنند.

* «پیشمرگ» در جشنواره فیلم فجر به عنوان فیلم برتر تماشاگران انتخاب و به اکران نوروزی رسید. بهتر است بحث را از همین نقطه آغاز کنیم که در همین روزهای ابتدایی آغاز اکران شرایط شما چطور بوده است؟ از طرفی از فیلمی که جایزه آرای مردمی فجر را دریافت می‌کند، توقع می‌رود که در اکران نیز مورد استقبال مخاطبان قرار بگیرد. پیش بینی شما از اکران «پیشمرگ» چیست؟

آرش زینال خیری: اکران نوروزی به این دلیل به فیلم ما تعلق گرفت که توانست سیمرغ مردمی جشنواره فجر را به دست آورد. این جایزه، بر اساس شواهد و مستندات موجود، نشان می‌دهد که حق فیلم «پیشمرگ» بود، چرا که هر کسی این فیلم را تماشا می‌کرد، راضی از سالن سینما خارج می‌شد. ما نسبت به سایر آثار حاضر در جشنواره، اکران‌های فوق‌العاده‌ی زیادی نداشتیم و دلیل این اتفاق نیز این بود که حمایت‌های خاص نهاد یا ارگان ویژه‌ای را دریافت نکرده بودیم. ما ۵ تا ۶ اکران فوق‌العاده داشتیم که متأسفانه به دلیل کم‌لطفی سینماها، چند مورد از آنها لغو شد، زیرا سینماها ترجیح می‌دادند فیلم‌های کمدی را اکران کنند. موزه سینما برای اکران فیلم «پیشمرگ» از چند روز پیش تکمیل ظرفیت شده بود، اما در نهایت یک فیلم کمدی را جایگزین فیلم کردند. مسلماً صاحب اثر باید تیمی را برای نظارت بر این اتفاق قرار می‌داد، اما متأسفانه این اقدام صورت نگرفت. در سه روز اول اکران جشنواره، سالن‌ها تکمیل ظرفیت نبودند، اما به تدریج این اتفاق رقم خورد، چرا که تماشاگرانی که فیلم را دیده بودند، آن را به دیگران معرفی می‌کردند. پیش از جشنواره و در ایام برگزاری آن نیز تبلیغات مناسبی برای فیلم ما انجام نشد. اکنون نیز خیلی نگران فروش فیلم نیستم. چند روز اول اکران است و کمی تفاوت در فروش و بی‌مهری نسبت به «پیشمرگ» در مقایسه با دیگر آثار وجود دارد. ما تاکنون متأسفانه تبلیغات گسترده‌ای در قالب تیزر یا تبلیغات شهری نداشته‌ایم و تبلیغ اصلی ما توسط خود مردم انجام می‌شود. رضایتمندی مردم، بزرگ‌ترین تبلیغ برای ما است.

*یکی از نکات جالب توجه در آرای مردمی امسال این بود که هیچ فیلم کمدی در رتبه‌های بالا قرار نگرفت و فیلم شما، برخلاف انتظار عموم، به عنوان بهترین فیلم از نگاه مخاطبان معرفی شد. مسلماً خودتان نیز با برخی انتقادات نسبت به این انتخاب مواجه شده‌اید که بخش عمده آنها مربوط به سازوکار رأی‌گیری در خانه سینما است.

آرش زینال خیری: مسلماً این انتقادات درست نیست زیرا در ادوار مختلف آرای مردمی جشنواره فجر، خانه سینما فیلم‌هایی را انتخاب کرده است که نه فیلم طنز بوده‌اند و نه دفاع مقدسی، بلکه فیلم‌های اجتماعی انتخاب شده اند. در آن زمان دوستان اعتراضی نسبت به این انتخاب نداشتند زیرا کارها و تفکرات خودشان جایزه می‌گرفت. در رأی گیری امسال نیز ما با چند فیلم خیلی نزدیک بودیم اما اتفاقی که برای «پیشمرگ» رخ داد به دلیل رضایت بالای مخاطبان بوده است. ممکن است برای یک فیلم هزار بلیت خریداری شود و درنهایت ۱۰۰ نفر از فیلم رضایت داشته باشند. از طرفی ممکن است برای یک فیلم ۱۰۰ بلیت خریداری شود ۹۰ نفر از فیلم رضایت داشته باشند. طبیعتاً این ۹۰ نفر ملاک هستند نه ۱۰۰۰ بلیتی که تهیه شده است.

*این مساله می‌تواند به ذائقه مخاطبان نیز بستگی داشته باشد، زیرا مخاطب این روزها کمی از آثار کمدی دلزده شده اند.

آرش زینال خیری: قطعاً همینطور است. در اختتامیه جشنواره فیلم فجر نه من و نه آقای علی غفاری در سالن حضور نداشتیم زیرا در هیچ رشته‌ای کاندید نشده بودیم و به یک اکران خصوصی رفته بودیم. در پایان شب با من تماس گرفتند و گفتند که چنین جایزه‌ای را دریافت کردیم. در ابتدا باور نمی‌کردم و گفتم شاید اشتباه می‌کنید! پس از آن از روابط عمومی جشنواره با من تماس گرفتند که چرا شما در سالن نیستید؟ این مساله نشان می‌دهد که ما دنبال چنین جایزه‌ای نبودیم و در طول و پس از جشنواره حتی هیچ ارتباطی با دبیر جشنواره نگرفتیم.

 

*بله فیلم شما در هیچ بخشی نامزد دریافت سیمرغ نشده بود و اتفاقاً این موضوع هم برای دریافت سیمرغ مردمی مورد انتقاد قرار گرفته بود.

آرش زینال خیری: من معتقدم که چنین فیلم‌هایی برای مردم تولید می‌شود، هرچند نظر منتقدان و اهالی رسانه و داوران نیز بسیار محترم است. سلیقه داوران در این دوره نشان داد که خیلی مطابق با فیلم‌های دفاع مقدسی مانند «پیشمرگ» نبوده است. متأسفانه این جایزه نشان داد که چقدر فاصله میان سلیقه مردم و منتقدان و داوران وجود دارد. من فردای اختتامیه با آقای آشتیانی پور تماس گرفتم که از زحماتشان تشکر کنم و ایشان جواب تلفن من را ندادند. پس از آن به آقای آشتیانی پور پیام دادم و تشکر کردم. بلافاصله با من تماس گرفتند و عذرخواهی کردند زیرا شماره من را ذخیره نداشتند. در طول عمرم اولین بار بود که با آقای علی آشتیانی پور مدیر آرای مردمی تماس گرفته بودم.

*البته انتقادات نسبت به این نبود که گروه فیلم کار غیرمتعارفی انجام داده است بلکه بیشتر انتقادات معطوف به سازوکار رأی گیری فیلم‌ها بوده است.

آرش زینال خیری: سوال من اینجاست، سه سال پیش که برخی فیلم‌های اجتماعی جایزه سیمرغ مردمی دریافت کردند چرا کسی انتقاد نمی‌کرد. این جایزه را هم خانه سینما به فیلم ما داده است نه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. خانه سینما نیز وفادار به تمام صنوف سینمایی است و بزرگان سینما در آنجا حضور دارند. حتی خود بنده عضو خانه سینما نیستم. می‌خواهم بگویم که از این رأی بسیار امانت‌داری شده است. شاید اگر غیر از این بود ظهر روز اختتامیه با من تماس می‌گرفتند که حداقل در سالن حضور داشته باشید.

علی غفاری: البته در کمال تعجب از ما برای حضور در اختتامیه جشنواره فیلم فجر دعوت نشد. متأسفانه فضایی که نسبت به «پیشمرگ» ایجاد شد، منصفانه نبود و می‌دانستم که تا زمان اکران نیز ادامه خواهد داشت.

من از این موضوع غمگینم که چند فیلم از سال‌های پیشین جشنواره فیلم فجر هنوز به مرحله اکران نرسیده‌اند؛ از جمله فیلم‌های خوبی مانند «احمد»، «مجنون»، «متروپول» و…. این فیلم‌ها برای مخاطب ساخته می‌شوند و باید اکران شوند، نه برای گزارش کار مدیران فرهنگی

*آقای غفاری شما هم نظرتان را درباره شرایط اکران «پیشمرگ» بفرمائید. از وضعیت موجود رضایت دارید؟

علی غفاری: امیدوارم نشست امروز فرصتی برای آسیب شناسی معضل تولیدات دفاع مقدس و مهم‌تر از آن مرحله تولید و توزیع و نمایش آثار باشد. بحث من تنها درباره فیلم «پیشمرگ» نیست، بلکه مسئله من آسیبی است که روز به روز در حال پیشرفت است و گریبان‌گیر آثار دفاع مقدس شده است. اگر قرار باشد مسئولان و بانیان تولید فیلم‌های دفاع مقدس با همین روند پیش بروند، قطعاً به بن‌بست خواهیم رسید. من از این موضوع غمگینم که چند فیلم از سال گذشته و سال‌های پیشین جشنواره فیلم فجر هنوز به مرحله اکران نرسیده‌اند؛ از جمله فیلم‌های خوبی مانند «احمد»، «مجنون»، «متروپل» و …. در واقع، ساخت این‌گونه فیلم‌ها رنج و عذاب بسیاری برای عوامل تولید به همراه دارد. این فیلم‌ها برای مخاطب ساخته می‌شوند و باید اکران شوند، نه برای گزارش کار مدیران فرهنگی. این‌گونه فیلم‌ها نباید در کشوی میز و بایگانی ارگان‌ها باقی بمانند، چرا که خوشبختانه یا متأسفانه، بانی اصلی تولید این نوع فیلم‌ها بخش دولتی است. من به این باور رسیده‌ام که پس از تولید فیلم، کسی برای مرحله توزیع و اکران آن دل نمی‌سوزاند و این مسئله بسیار نگران‌کننده است.

من به جز «پیشمرگ»، چند فیلم دیگر نیز در این حوزه ساخته‌ام و از نزدیک شاهد بوده‌ام که این آثار قربانی می‌شوند. به‌عنوان مثال، فیلم «ابوزینب» که درباره یکی از شهدای مقاومت لبنان ساخته شد، در نهایت به ۵ سینما محدود شد و در ۲ سانس ساعت ۱۴ و ۱۶ اکران شد. طبیعتاً عرصه رقابت در چنین فضایی ناعادلانه است و نتیجه حاصله رضایت‌بخش نیست. این اتفاق درباره فیلم «تک‌تیرانداز» نیز رقم خورد. این فیلم با وجود تمام مشکلاتی که داشت، در نهایت و با تعجب و شگفتی من به‌عنوان کارگردان فیلم، در ایام نوروز و از طریق زیرنویس تلویزیون متوجه شدم که قرار است از تلویزیون پخش شود. صدای ما نیز به جایی نرسید، چرا که دوستان تولیدکننده با مدیران صداوسیما به توافق رسیده بودند. جالب اینجاست که در هیچ‌کجای دنیا پس از پخش فیلم از تلویزیون، آن را اکران نمی‌کنند، چرا که طبیعتاً با شکست مواجه خواهد شد. همین روند برای فیلم «پیشمرگ» نیز در حال تکرار شدن است. من از بانیان فیلم گلایه دارم و تعجب نمی‌کنم وقتی می‌بینم فیلمسازان به دلیل چنین شرایطی به سمت ساخت فیلم‌های کمدی روی می‌آورند. من خودم فیلم کمدی نیز ساخته‌ام و در همان اکران اول، ۴ برابر هزینه تولیدش فروش داشته است اما ما به دنبال دغدغه دیگری هستیم که به سراغ سینمای دفاع مقدس می‌رویم؛ ولی با وجود چنین برخوردهایی، دلسرد می‌شویم.

اکنون طبق آمار، ما ۱۰۰ سینما داریم اما وقتی به سایت‌های بلیت‌فروشی مراجعه می‌کنید، فیلم «پیشمرگ» در بیش از نیمی از سالن‌های سینما فقط یک سانس اکران دارد و ساعت اکران آن نیز ۱۴ و ۱۶ بعدازظهر است. با این شرایط، سرنوشت این فیلم از همین حالا مشخص است. ما در ۳ تا ۴ روز اول اکران فیلم، در مجموع ۳۰۰ سانس در کل کشور داشتیم، در حالی که فیلمی که نمی‌خواهم نامش را بیاورم، بیش از ۲۰۰۰ سانس اکران داشته است. مسلماً رقابت در این عرصه منصفانه نیست. به لحاظ پیگیری تبلیغات شهری، تیزر تلویزیونی، فضای رسانه‌ای و … صاحبان فیلم برای برخی آثار دل نمی‌سوزانند.

*درواقع مسئول پرداختن به این مسائل کیست؟

علی غفاری: در وهله اول من خودم مالک فیلم را مقصر می دانم زیرا حرمت امام زاده را متولی‌اش نگه می‌دارد. پیگیری وضعیت اکران در سینما و فروش فیلم وظیفه مالک فیلم یعنی بنیاد روایت فتح است. طبیعتاً اگر این موارد پیگیری نشود، آنها نیز حق فیلم را ادا نمی‌کنند. یک مطلب قدیمی در فضای مجازی وجود دارد که برای من خیلی جالب است. این عکس مربوط به سال ۱۹۳۷ بازی فوتبال میان ۲ تیم چلسی و چارلتون است که به علت مه گرفتگی شدید در دقیقه ۶۰ متوقف می‌شود. آنقدر هیاهو و صدای تماشاگران زیاد بود که دروازه بان صدای سوت پایان بازی را نشنیده بود و تا مدتی بعد از بازی در حال مراقبت از دروازه بوده است. او پس از پایان مسابقه در مصاحبه‌ای می‌گوید که «وقتی این خبر را به من دادند با اندوهی گفتم چه غم انگیز که دوستانم من را فراموش کردند، در حالی که من داشتم از دروازه آنها حراست می کردم». این حکایت ما فیلمسازان است. به سختی یک فیلم را تولید می‌کنیم به امید اینکه کسانی حواسشان به ما است. اما ناگهان متوجه می‌شویم که بسیار تنها هستیم و مالکان فیلم، اثر را رها کرده اند.

در سال‌های گذشته وقتی می‌گفتی فیلم جنگی است، مخاطبانش دوبرابر می‌شد. اکنون باید بررسی کنیم که چرا این چرخه در این سال‌ها به صورت معکوس حرکت کرده است؟ دلیلش این است که متولیان تولید در این حوزه، متخصص نیستند، بلکه صرفاً مسئولیتی دارند، برای یک دوره‌ای حضور دارند و بعد می‌روند

*تبلیغ و اکران بد فیلم‌های دفاع مقدسی قابل کتمان نیست مثلاً فیلمی مانند «آسمان غرب» شاید فیلم خوبی نبود اما قابلیت تبلیغ زیادی داشت تا مخاطبان نوجوان و جوان را به خود جذب کند. فارغ از بحث تبلیغات و اکران اما بخشی از مشکلات سینمای دفاع مقدس به ذهنیت مخاطب برمی گردد و بخشی هم به خود فیلم. امروزه ذهنیت بدی برای مخاطب ایجاد شده است که این نوع فیلم‌ها برای گرفتن یکسری بودجه و جوایز ساخته شده اند. از طرفی در فیلم‌های دفاع مقدسی شخصیت پردازی‌ها کاملاً کلیشه‌ای است به گونه‌ای که نمی‌توان تفاوتی میان شخصیت‌ها و عملکرد شهدای مختلف قائل شد.

علی غفاری: من نیز معتقدم که زاویه نگاه به سینمای دفاع مقدس باید تغییر کند. سال‌هاست که ما دچار یأس، سردی و خستگی در کل سینمای کشور هستیم. یعنی سینمای ما دیگر آن سینمایی نیست که مخاطب برای دیدنش بلیت بخرد و اشتیاق داشته باشد. در سال‌های گذشته، زمانی که من در حوزه هنری بودم، فیلمی مانند «گذرگاه» ساخته شد که وقتی مخاطب آن را تماشا می‌کرد، یک‌سوم سالن برای حضور در جبهه ثبت‌نام می‌کردند؛ یعنی تا این حد تأثیرگذار بود. یا فیلم‌هایی مانند «کانی مانگا» یا «عقاب‌ها». درواقع در سال‌های گذشته وقتی می‌گفتی فیلم جنگی است، مخاطبانش دوبرابر می‌شد. اکنون باید بررسی کنیم که چرا این چرخه در این سال‌ها به صورت معکوس حرکت کرده است؟ دلیلش این است که متولیان تولید در این حوزه، متخصص نیستند، بلکه صرفاً مسئولیتی دارند، برای یک دوره‌ای حضور دارند و بعد می‌روند.

اکنون شما به‌خاطر نمی‌آورید که تهیه‌کننده یا ارگان سازنده موفق‌ترین فیلم‌های جنگی در گذشته چه کسانی بوده‌اند، بلکه خود فیلم و عنوان آن مهم است. مسئولان ما فراموش می‌کنند که وقتی مسئولیتی را قبول می‌کنند، در واقع امانتی در دست‌شان است. واژه «بیت‌المال» این روزها نخ‌نما شده، اما مسئولان باید به این فکر کنند که بودجه بیت‌المال مانند اموال شخصی‌شان است و باید دلسوزانه آن را خرج کنند. بخش خصوصی چون از هزینه شخصی فیلم می‌سازد، تا لحظه آخر، تبلیغات و سانس‌های آن را پیگیری می‌کند، اما در بخش دولتی چنین چیزی وجود ندارد. ما به عنوان فیلمساز نیز باید از ۲ طرف شلاق بخوریم؛ هم از یک طرف محکوم می‌شویم به ساخت فیلم‌های ارگانی و سفارشی، هم از طرف دیگر باید فریاد بزنیم که به داد فیلم برسند و از آن حمایت کنند. در این شرایط، واقعاً فیلمساز از نفس می‌افتد. گاهی درباره اکران خارجی صحبت می‌کنیم که بیشتر شبیه شوخی است. همین الان ما نمی‌دانیم پس از ماه رمضان چه فیلم‌هایی قرار است اکران شود، در حالی که در همه دنیا برنامه اکران فیلم‌ها از ابتدای سال مشخص است. تا زمانی که این مسائل حل نشود، سینمای دفاع مقدس راه به جایی نخواهد برد.

*زمانی که به طور مثال رسول ملاقلی پور فیلم جنگی می‌ساخت جنگ جزوی از زیست و ایدئولوژی مردم بود. درحال حاضر نسل جوان ذهنیت متفاوتی از جنگ و دوران دفاع مقدس دارند درنتیجه باید نحوه پرداختن به قهرمانان نیز نسبت به گذشته متفاوت شود.

ما امروزه دیگر نباید بگوییم سینمایی دفاع مقدس بلکه باید به سینمای قهرمان‌محور توجه کنیم. این قهرمان می‌تواند رزمنده، دانشمند، ورزشکار یا هرکسی باشد که مخاطب از دیدن او روی پرده سینما لذت ببرد

علی غفاری: من به شخصه روی این مساله خیلی تحقیق کردم. درمجموع معتقدم ما امروزه دیگر نباید بگوییم سینمایی دفاع مقدس بلکه باید به سینمای قهرمان‌محور توجه کنیم. این قهرمان می‌تواند رزمنده، دانشمند، ورزشکار یا هرکسی باشد که مخاطب از دیدن او روی پرده سینما لذت ببرد. قهرمان باید به معنای واقعی کلمه کسی باشد که مخاطب با گریه او گریه کند و وقتی پیروز شد با او خوشحال شود. درواقع مخاطب باید رویاهایش را در وجود این قهرمان ببیند. این فرمول در همه جای دنیا حتی هالیوود و بالیوود هم جواب داده است. ما باید از اینکه ایرانی هستیم به خودمان ببالیم و این نمونه‌های افتخارآمیز را روی پرده سینما مشاهده کنیم. مثلاً در سریال «بچه مهندس» قهرمان داستان یک بچه پرورش‌گاهی بود که با رنج‌های فراوان یک نخبه می‌شود. پس از پخش این سریال برای من پیام‌های عجیبی می‌آمد. روزی یک بچه ۶ – ۷ ساله از یک روستای دورافتاده برای من نامه فرستاد و گفت که مطمئن باشید من روزی جواد جوادی قهرمان «بچه مهندس» می‌شوم.

من با رئیس دانشگاه امیرکبیر صحبت می‌کردم و او می‌گفت که پس از پخش سریال «بچه مهندس» میزان ورودی به بخش هوافضای دانشگاه امیرکبیر چندبرابر شده است. رسالت سینما همین است. مثلاً فیلم «تاپ گان» با بازی تام کروز به این دلیل تولید شد که در یک سال خاص نیروی هوایی آمریکا با بحران نیرو مواجه می‌شود. در یک اتاق فکری به این نتیجه می رسند که فیلم «تاپ گان» را بسازند. هنگام اکران فیلم در کنار هر سالن سینما یک باجه کوچک از طرف نیروی هوایی تأسیس می‌شود و اکثر مخاطبان پس از تماشای فیلم برای ثبت نام اقدام می‌کنند. سینمای استراتژیک یعنی همین.

آرش زینال خیری: نسل دهه‌های ۸۰ و ۹۰ ما طبیعتاً با فرماندهان و قهرمانان جنگ نسل ۶۰ به لحاظ تفکری فاصله دارند. این اتفاق در خانه‌ها نیز وجود دارد و نسل جوان تفکرات دهه ۶۰ را خیلی قبول ندارند. ما از سال ۵۸ تاکنون هشت سال دفاع مقدس، ترورها، شهدای مدافع حرم و مقاومت را داشته ایم، شهدایی که خودشان هم از نسل دهه ۸۰ هستند. اکنون فیلم «پیشمرگ» به اتفاقات ۱۳۷۳ اشاره داد یعنی در این سال‌ها جنگ تمام شده اما جنگ برای قهرمان داستان تمام نشده است. ما در کشورمان قهرمانان زیادی داریم که عده‌ای از آنها گمنام هستند و طبیعتاً باید در سینما به این افراد بپردازیم. شما یک دوی امدادی را تصور کنید؛ اگر کسی در این شرایط دلش برای نفر بعدی یا نفر قبلی نسوزد یا تخصص این کار را نداشته باشد مسلماً یک تیم زمین می‌خورد. این استراتژی به بالاسری‌ها برمی‌گردد که از زمان تحقیق و پژوهش، تولید، پس تولید، اکران و توزیع فیلم یک تیم را به خوبی چیدمان کنند. امروزه مهم‌ترین لطمه‌ای که در کارهای دفاع مقدسی و ملی می‌خوریم، بدون تعارف مربوط به بحث تبلیغات و اکران است زیرا افرادی قرار است این مسیر را ادامه دهند که تخصصی در این وادی ندارند بلکه فقط یک سمت مدیریتی گرفته اند.

نشر اول: مهر

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است


آخرین اخبار

پربازدیدها