
مریم عظیمی/صبا – در چهلودومین جشنواره فیلم کوتاه تهران، جوانانی از نسل تازه سینما، روایتهای متفاوتی از انسان، شرافت، خیال و رقابت به تصویر کشیدهاند. از جهان روانشناختی «آدمک» تا پارودی خلاقانه «اسپایدرمرد»، از خیال عاشقانه «میام دنبالت» تا نقد معصومیت ازدسترفته در «شاهنامه»، هر فیلم تلاشی است برای بازخوانی انسان معاصر از دل فرمهای کوتاه و فشرده، اما پر از معنا. صبا در گفتوگو با کارگردانان این آثار، نگاهی دارد به پشتصحنه شکلگیری ایدهها و دغدغههایی که این نسل از فیلمسازان را به حرکت درآورده است.
کارگردان اسپایدرمرد: یک پارودی خلاقانه از مرد عنکبوتی
فیلم کوتاه «اسپایدرمرد» ساخته حسین ذوالفقاری، اثری پارودیک از فیلم مشهور «مرد عنکبوتی» است که در دو بخش اقتباسی و مسابقه ملی جشنواره حضور دارد. ذوالفقاری در گفتوگو با صبا از روند نگارش و تولید این اثر، دشواریهای تأمین بودجه و نقش مشاورههای انجمن سینمای جوان در شکلگیری فیلم گفت و تأکید کرد که این پروژه نتیجه یک کار تیمی منسجم است.
ایده فیلم کوتاه «اسپایدرمن» چگونه شکل گرفت و به چه موضوعی میپردازد؟
فیلم ما در واقع اقتباسی است از فیلم اصلی «مرد عنکبوتی» که در سال ۲۰۰۲ ساخته شد و میتوان گفت کار ما نوعی پارودی از آن اثر است. ایده اولیه و یک خطی فیلم حدود یک سال و نیم پیش به ذهن من رسید و پس از آن، این ایده بسیار پالایش و صیقل داده شد تا بتوانیم آن را از فضای یک خطی و بسیار کوتاه به یک فیلم کوتاه کامل تبدیل کنیم. تلاش ما این بود که تمامی نکات ضروری در فیلمنامهنویسی، شامل جذابیت، کشش داستان و پرداخت شخصیتها، در اثر لحاظ شود. خوشبختانه پس از این فرآیند، ایده نهایی به مرحله ساخت رسید و اتفاقات خوبی برای آن رخ داد.
در زمینه تهیه، چگونه پیش رفتید؟
من با باشگاه فیلم اولیها آشنا بودم و از آنجایی که که در دوره فیلمسازی تعاملی که انجمن سینمای جوانان ایران، دفتر تهران برگزار میکرد شرکت کرده بودم در این پروژه از حمایت انجمن برخوردار شدم. منتها این حمایت در حدی نیست که بتوان تمام پروژه را با آن پیش برد، بنابراین حدود ۹۰ درصد هزینه تولید توسط خود من و تهیهکننده خصوصی کار، آقای محمد طاها ناطقی تأمین شد. علاوه بر این فاندی از طریق آقای عرفان شیخ هرندی و شرکت متبوعشان که بخش ویژوال کار ما بر عهده گرفته بودند به اثر اختصاص یافت.
آیا بازیگران فیلم حرفهای هستند، یا ترکیبی از بازیگران حرفهایها و نابازیگر دارید؟
مجید عراقی و میثم نوروزی که هر دو بازیگران حرفهای هستند و تجربه قابل توجهی در تئاتر، تلویزیون و پلتفرمهای دیجیتال دارند دو کاراکتر اصلی این فیلم را ایفا میکنند. همچنین خانم کتایون که نابازیگر هستند نیز در این اثر ما را همراهی کرد و اگرچه نقش کوتاه است و تنها صدایش را میشنویم، اما اجرای بسیار خوبی ارائه دادند.
آیا در روند ساخت فیلم از مشاوره اساتید و دوره آموزشی انجمن بهرهمند شدید؟
بله، در نگارش فیلمنامه و ایدهپردازی و حتی در بخش تولید از کمک و مشاوره همدورهایهایم در انجمن استفاده کردم. همچنین از استاد سعید نجاتی نیز در مراحل مختلف فیلم کمک گرفتم. به طور کلی، کلاسها و دورههای فیلمسازی انجمن، فضایی برای ایجاد ارتباط میان فیلمسازان و افرادی بسیار توانمند که از رزومههای خوبی برخوردار هستند، فراهم میکند. به همین جهت دورهای که در انجمن گذراندم، یک استارت قوی و ارزشمند برای ساخت فیلم بود.
فیلم کوتاه «شاهنامه» سومین اثر مجتبی زرینی است که با الهام از مستندی درباره «خانه دوست کجاست» ساخته عباس کیارستمی شکل گرفته است. زرینی در گفتوگو با خبرنگار صبا از تأثیر این مستند بر ایده فیلم، روند انتخاب لوکیشن و دشواری کار با بازیگران کودک سخن گفت و تأکید کرد که رقابت، دوستی و از دست رفتن معصومیت کودکی، محور اصلی این اثر است.
کارگردان شاه نامه: از چالشهای کار با کودکان آگاه بودمل فیلم حول محور دختران ده تا یازده ساله است. من پیش از این دو کار کوتاه با کودکان انجام داده بودم و با چالشهای کار با آنها آشنا بودم. با آگاهی از این چالشها، فرآیند پیشتولید دقیق و جامعی داشتیم.
ایده و موضوع فیلم «شاه نامه» چگونه شکل گرفت و دقیقاً به چه موضوعی میپردازد؟
ایده «شاه نامه» حدود دو سال پیش پس از دیدن یک مستند درباره فیلم «خانه دوست کجاست» اثر عباس کیارستمی شکل گرفت. این مستند که زندگی کودکانی را که در آن فیلم بازی کرده بودند بررسی میکرد، دستمایه اصلی ما شد و دریچهای باز کرد تا ما خط داستانی خود را پیدا کنیم، در واقع این تنها یک جرقه بود تا ما در این فیلم به اینکه بچهها تا چه زمانی میتوانند بچگی کنند و اینکه رقابتی که بین آنها شکل میگیرد، چگونه میتواند این دوران را از آنها بگیرد، بپردازیم. آنچه در مستند مشخص بود این بود که کودکانی که در آن فیلم بازی کرده بودند، پس از گذشت بیش از ۴۰ سال نتوانسته بودند به زندگی روتین خود بازگردند. آنها کودکی را از دست داده و در سنین بالاتر همچنان در فضای آن فیلم باقی مانده بودند. داستان «شاه نامه» در یک دبستان دخترانه اتفاق میافتد که قرار است دانشآموزانش تئاتری اجرا کنند. رقابتی که بین بچهها برای ایفای نقشها شکل میگیرد، فضایی متشنج ایجاد میکند و دوستی و رفاقتها را تحت تأثیر قرار میدهد. فیلم به طور خلاصه درباره چالش ایجاد قدرت و رقابت بین کودکان است.
آیا نام فیلم به نمایش داخل فیلم برمیگردد؟
بله، در این فیلم به طور موازی به قصه دانش آموزانی که قرار است در این تئاتر بازی کنند به طور موازی با داستان خود نمایش میپردازیم. نمایش، قصه پادشاهی است که قرار است در شهرش بارانی ببارد و مردمی که زیر آن باران باشند، دیوانه میشوند. در واقع بچهها برای ایفای نقشهای این نمایش رقابت میکنند و این رقابت به نوعی جنگ قدرت و حفظ تاج است و این موضوع طعنهای به شاهنامه و افسانهها است.
مدت زمان فیلمبرداری چقدر بود و لوکیشنها چگونه انتخاب شدند؟
فیلمبرداری در پنج روز انجام شد البته کمی سخت بود چون حدود نود پلان در پنج جلسه فیلمبرداری شد. لوکیشن اصلی مدرسه فیروز بهرام در خیابان جمهوری بود. این ساختمان قدیمی، با بیش از ۹۰ سال قدمت، به دلیل فرم پنجرهها و ارتفاع بلند سقف، امکان همسانسازی بین کلاس درس بچهها و دکور نمایش قصر پادشاه را فراهم میکرد. پیدا کردن چنین ساختمانی و راضی کردن مسئولان آموزش و پرورش چالشبرانگیز بود، اما حل شد و دو روز در آن مدرسه فیلمبرداری انجام دادیم. سایر لوکیشنها نیز با توجه به لوکیشن اصلی انتخاب شدند و سالن تئاتر و دکور نیز هماهنگ با فرم معماری مدرسه انتخاب شد.
چه تعداد بازیگر کودک و نوجوان داشتید و نحوه انتخاب آنها چگونه بود؟
در این فیلم، ۱۲ بازیگر کودک اصلی داریم، سه نفر از آنها نقشهای محوری دارند و رقابت برای ایفای نقش اصلی بین آنها شکل میگیرد. سایر بازیگران نقشهای مکمل نمایش را ایفا میکنند. تنها یک بازیگر بزرگسال در نقش معلم و حدودا در یک سوم سکانسها حضور دارد. بنابراین، کل فیلم تقریباً حول محور دختران ده تا یازده ساله است. من پیش از این دو کار کوتاه با کودکان انجام داده بودم و با چالشهای کار با آنها آشنا بودم. با آگاهی از این چالشها، فرآیند پیشتولید دقیق و جامعی داشتیم. از طریق مدارس بازیگری مخصوص کودکان اطلاعاتی بدست آوردیم، از حدود ۲۰ تا ۳۰ نفر تست گرفته شد و در نهایت سه بازیگر اصلی انتخاب شدند و بازیگران مکمل نیز بر اساس این سه نفر اصلی انتخاب شدند. برای انتخاب آنها، سابقه بازیگری اهمیت نداشت؛ بلکه چهره، تن صدا و نزدیکی خاطراتشان از مدرسه به کاراکترهای مدرسهی فیلم ما، معیار اصلی بود.

کارگردان آدمک: ایده فیلم «آدمک» ازموقعیت انتخاب میان وجدان و منفعت شخصی است.
فیلم کوتاه «آدمک» به کارگردانی سیاوش گرجستانی نخستین تجربه کارگردانی او در جشنواره فیلم کوتاه تهران است. گرجستانی در گفتوگو با خبرنگار صبا از دغدغههای اجتماعی، مفهوم شرافت در برابر منفعت و شکلگیری ایده فیلمش سخن گفته و تأکید کرد که «آدمک» دعوتی است به حفظ انسانیت در جهانی که میل به کنترل و دروغ روبهفزونی دارد.
فیلمسازی و کار در زمینه فیلم کوتاه را چگونه آغاز کردید؟
من سالهاست که به عنوان بازیگر در این عرصه فعالیت میکنم، اما کارگردانی یکی از دغدغههای اصلی من بوده و همیشه میخواستم روزی پشت دوربین قرار بگیرم و فیلم بسازم. آغاز این مسیر با پیشنهاد آقای سید مازیار هاشمی، که هم اکنون تهیهکننده فیلم کوتاه «آدمک» نیز هستند، شکل گرفت. همکاری ما از ساخت چهار اپیزود از مجموعه مستندی با عنوان «پرتره رخ» آغاز شد و با فیلم کوتاه «واداشته» و در نهایت «آدمک» ادامه یافته است.
در خصوص بازیگران فیلم، انتخاب و در ادامه همکاریها بگویید.
در مورد بازیگران این اثر گمانم میتوانم ادعا کنم که ۹۰ درصد فاکتورها و ویژگیهایی که هنگام نوشتن این کاراکترها در ذهنم داشتم و مقابل چشمانم رژه میرفتند، در انتخاب بازیگرانم محقق شد. البته نه به این معنا که فیلمنامه را برای بازیگر خاصی نوشته باشم، بلکه ویژگیهایی که برای هر نقش در نظر داشتم، در انتخاب بازیگرانم لحاظ شد. قاعدتا، زمانی که پروژه تهیهکننده، مشاور و عوامل مختلف دارد، انتخاب بازیگر به امری چالشبرانگیز تبدیل میشود، زیرا تصمیمگیری فردی ممکن نیست و رفتار حرفهای اقتضا میکند که نظر جمع در تصمیمگیری مؤثر باشد. در مورد بازیگر نقش اصلی فیلم، آقای تورج الوند، تمامی اعضای گروه از جمله تهیهکننده و مشاوران، از مرحله نگارش فیلمنامه تا پایان کار، همنظر و موافق بودند. در نهایت باید بگویم که از انتخاب بازیگران فیلمم به شدت راضی هستم.
آیا فیلم سرمایهگذار دارد؟
بله، این فیلم محصول مؤسسه فرهنگی/هنری «هنر ایده بنیان» به مدیریت آقای مازیار هاشمی، همچنین «فیلم جوان سوره» به ریاست خانم محدثه پیرهادی است.
ایده فیلم آدمک چگونه شکل گرفت و به چه موضوعی میپردازد؟
ایده فیلم «آدمک» از یک دغدغه شخصی برآمده است. دغدغهای درباره نوسان روح و رفتار انسان در شرایط خاص؛ موقعیتهایی مانند انتخاب میان وجدان و منفعت شخصی، همیشه ذهن من را درگیر میکرد که اگر کاری انجام دهم که به دیگری آسیب بزند اما در عوض حال خودم بهتر شود، در این میان وجدانم چه میگوید؟ این سؤالها و درگیریهای درونی نسبت به مسائل اجتماعی همیشه از دغدغههای اصلی من بوده است. این پیرنگ اصلی داستان من بود اما از آنجا که علاقه دارم فیلمهایی در زمینه روانشناسی بسازم، این خرده پیرنگ به ذهنم رسید که تاثیر آدمهای خودشیفته و کنترلگری که در ظاهر به ما کمک میکنند، اما در واقع در ازای آن چیزی از ما میخواهند که ممکن است پای شرافت و وجدانمان را به میان بکشد را نیز در فیلم مطرح کنم. میتوان گفت تم اصلی فیلم «آدمک» نیز همین است: حفظ شرافت. اینکه انسان در مسیر زندگی، عروسک خیمه شب بازی دست دیگران نشود و نام «آدمک» نیز دقیقاً برای تاکید بر همین مفهوم انتخاب شد.