
مریم عظیمی / صبا؛ در پی درگذشت هادی مرزبان، کارگردان برجسته و خستگیناپذیر تئاتر ایران، داوود فتحعلیبیگی بازیگر و پژوهشگر نمایش تخت روحوضی ایرانی در گفتوگو با «صبا» از سالها همکاری، منش حرفهای و روحیه پرانرژی او سخن گفت؛ هنرمندی که با وجود بیش از هشتاد سال سن، همچنان فعال و در حال آمادهسازی نمایش تازهاش بود.
داوود فتحعلیبیگی با ابراز اندوه از درگذشت هادی مرزبان گفت: «وقتی این خبر را شنیدم، بیقرار شدم. هنوز هم باورش برایم سخت است؛ چون ایشان کاملاً سرپا بودند و داشتند روی نمایش جدیدشان «پریزاد» کار میکردند. متأسفانه بیماریای پیشرفته گریبانشان را گرفت که دیگر امکان درمانش فراهم نشد.»
فتحعلیبیگی با اشاره به سن مرزبان افزود: «ایشان در سن ۸۰–۸۱ سالگی بودند، اما اصلاً بهشان نمیآمد. آخرینباری که دیدمشان، به هیچوجه سنشان را نشان نمیدادند. همیشه سرحال، فعال و آماده کار بودند. حتی قصد داشتند نمایش «نوبت دیوانگی» را پس از «پریزاد» در تالار وحدت روی صحنه ببرند… اما قسمت اینگونه بود.»
او درباره همکاری آخر خود با مرزبان در نمایش «بنگاه تئاترال» که نقش پسر بچهای خردسال را به او داده بود، گفت: «ایشان خیلی معتقد بود که آن نقش برای من مناسب است. اتفاقاً نقش هم خوب دیده شد و تماشاگران ارتباط خوبی با آن برقرار کردند. یکی از ویژگیهای تئاتر ایشان همین شخصیتپردازی درست و اعتمادی بود که به بازیگر میداد.»
فتحعلیبیگی با مرور خاطرات همکاریهای مشترکشان، از نخستین تجربه در نمایش «باغ شبنما» یاد کرد و گفت: «بعد قرار بود در «باغ شب نما» که در فرهنگسرای نیاوران اجرای مجدد داشت، همکاری کنیم، اما بهدلیل دوری مسیر نتوانستم در تمرینها شرکت کنم. همکاری بعدیمان «بنگاه تئاترال» بود که در سه نوبت اجرا شد و من در همه آنها حضور داشتم.»
او همچنین به دغدغههای مرزبان درباره اجرای مجدد آثار زندهیاد اکبر رادی اشاره کرد و گفت: «ایشان گلایه داشت که اجرای تلویزیونی آثار رادی ممکن نیست. طبیعتاً آثار رادی صاحباختیار قانونی دارد و بدون اجازه خانوادهاش نمیتوان دخل و تصرفی در متنها داشت. در زمان حیات رادی، همکاریشان بسیار روان پیش میرفت، اما پس از او، محدودیتهایی ایجاد شد که مرزبان را دلگیر کرده بود.»
فتحعلیبیگی درباره رابطه نزدیک مرزبان و رادی گفت: «مرزبان سالها با زندهیاد رادی آشنا و نزدیک بود. سلیقه و جهانبینیاش به رادی نزدیک بود و درک عمیقی از فضا، ریتم و زبان آثار او داشت. وقتی میان نویسنده و کارگردان چنین هماهنگی فکری شکل بگیرد، طبیعی است که بهترین اجرای ممکن از دل آن بیرون بیاید.»
او در پایان با ابراز تأسف از این فقدان گفت: «رحمت و مغفرت خداوند بر روح ایشان. بسیار متأسفم از این فقدان دردناک. به جامعه تئاتر ایران، بهویژه همکاران قدیمی اداره تئاتر، تسلیت میگویم. ایشان یکی از چهرههای کمنظیر و زحمتکش تئاتر ما بود.»