پگاه زارعی/ صبا؛ برنامه «هزار و یک» چند ماهی است که به واسطه فضای صمیمانه، لحظات شاد و گفتوگوهای جذاب، توانسته است جایگاهی ثابت در دل خانوادههای ایرانی پیدا کند. حضور جنابخان به عنوان یک عروسک دوستداشتنی و شوخطبع، همراه با اجرای روان و صمیمانه محسن کیایی، ترکیبی ساخته که مردم را پای تلویزیون نگه میدارد. اما اخیراً به نظر میرسد این برنامه پرمخاطب در حال تجربه تغییراتی است که شاید در نگاه اول مثبت به نظر برسد، اما در صورت ادامهدار بودن، میتواند هویت و محبوبیت آن را تهدید کند.
یکی از ویژگیهای همیشگی «هزار و یک» این بوده که توانسته با وجود همه محدودیتها، به فضایی برای سرگرمی و ایجاد لحظات خوش برای همه اقشار تبدیل شود. در شرایطی که بسیاری از برنامههای تلویزیونی به سمت بیان مفاهیم سنگین و محتواهای خاص رفتهاند، «هزار و یک» مأمنی بود برای لحظاتی که مخاطب فارغ از دغدغهها و روزمرگیها، دقایقی لبخند بزند و از تماشای گفتوگوهای ساده و طنزهای موقعیتی لذت ببرد. اما این روزها نشانههایی دیده میشود که ممکن است این مسیر را تغییر دهد.
اشارههای مکرر به موضوعات جدی و سنگین در بخشهایی از برنامه، تلاش برای گنجاندن مفاهیم عمیق در میان گفتوگوهای صمیمانه، و حتی سوق دادن جنابخان به سمت اجراهای متفاوت مانند تواشیحخوانی یا اذان گفتن (مانند قسمت این برنامه که اخیراً پخش شد) زنگ هشداری است برای برنامهای که اساساً با رویکردی متفاوت شناخته میشود. بیشک معنویت و مفاهیم ارزشمند جایگاه خود را دارند، اما آیا همه برنامهها باید به یک شکل به این موضوعات بپردازند؟
رسانه ملی سالهاست تلاش میکند با تولید محتواهای مختلف، نیازهای گوناگون مخاطبان را پوشش دهد. اما یکی از چالشهای بزرگ آن، جذب سلیقههای عمومی و حفظ مخاطبان متنوع است. در این میان، «هزار و یک» به عنوان برنامهای که توانسته بود مرزهای محتواهای جدی و سرگرمیهای ساده را به خوبی مدیریت کند، اکنون در مسیر متفاوتی قرار گرفته که ممکن است بخشی از مخاطبانش را از دست بدهد.
بسیاری از برنامههای تلویزیونی که در سالهای اخیر تلاش کردند محتوای سنگین و جدی را در دل برنامههای سرگرمکننده بگنجانند، در نهایت با کاهش چشمگیر مخاطب مواجه شدند. مردم به دنبال لحظاتی برای استراحت ذهنی و فرار از روزمرگیهای سخت هستند. «هزار و یک» میتواند همچنان فضایی برای انتقال پیامهای انسانی و ارزشمند باشد، اما اگر به ورطه بیان مکرر مفاهیم پیچیده و سنگین بیفتد، ممکن است از همان مسیری برود که برخی دیگر رفتند و نتوانستند مخاطب گسترده خود را حفظ کنند.
جنابخان، با همه شوخیها، طنازیها و حتی گاهی اوقات نقدهای اجتماعی و فرهنگی، همیشه به عنوان نمادی از سادگی و ارتباط بیتکلف با مخاطب شناخته شده است. حالا تصور کنید این عروسک محبوب، به جای شوخیهای معمول و بازیهای کلامی جذاب، هر شب در حال بیان مفاهیم جدی و اجرای قطعات مذهبی باشد. گرچه ممکن است برخی این تغییر را مثبت ارزیابی کنند، اما نباید فراموش کرد که هر برنامهای برای هدف خاصی طراحی شده و قرار گرفتن در قالبی متفاوت، هویت آن را کمرنگ خواهد کرد.
مردم ایران امروز با انبوهی از رسانههای مختلف مواجهاند؛ از شبکههای ماهوارهای گرفته تا پلتفرمهای آنلاین و شبکههای اجتماعی. در این فضای رقابتی، آنچه میتواند رسانه ملی را سرپا نگه دارد، توجه به نیاز و سلیقههای متنوع مخاطبان است. همه برنامهها نباید در یک مسیر گام بردارند. همانطور که برنامههایی برای محتواهای عمیق و جدی وجود دارد، باید برنامههایی هم باشند که با زبان ساده و لحنی صمیمی، مردم را پای تلویزیون نگه دارند.
«هزار و یک» اگر به سمتی برود که از مسیر اصلیاش فاصله بگیرد، ممکن است بسیاری از مخاطبانی را که به خاطر لحظات شاد و گفتوگوهای راحت آن را دنبال میکردند، از دست بدهد. جنابخان را نه به خاطر سخنرانیهای سنگین، که به خاطر شوخیهای ساده و انسانیاش دوست داشتیم. این برنامه اگر بخواهد همچنان محبوب بماند، باید مسیر مخاطبمحوری را ادامه دهد و از سنگین شدن بیش از حد محتوا بپرهیزد. رسانه ملی باید بداند که هر برنامه جایگاه و کارکرد خود را دارد و تغییر این جایگاه، گاهی نهتنها به نفع آن برنامه نیست، بلکه باعث از دست رفتن مخاطب نیز میشود.
هنوز دیدگاهی منتشر نشده است