راز ماندگاری و محبوبیت پایتخت | پایگاه خبری صبا
امروز ۱۷ فروردین ۱۴۰۴ ساعت ۱۰:۲۲
نگاه صبا به سریال «پایتخت۷»که برگ برنده سیما بود

راز ماندگاری و محبوبیت پایتخت

نوروز زمانی طلایی برای پخش سریال‌های تلویزیونی است. در کنار آن ویژه‌‌برنامه‌های نوروز به دلیل دورهمی خانواده‌‌ها در تعطیلات نوروزی طرفداران زیادی دارد. این بازه از این حیث طلایی است که فرصتی است تا سیما با برنامه‌های فاخر و محترم اعتماد مخاطبان را جذب کرده آنها را پای این قاب بنشاند.

محمدعرفان صدیقیان/صبا؛ مهمترین نکته پیرامون سریال «پایتخت» رسیدن آن به فصل هفتم است. اتفاقی درخور توجه که برای نخستین بار یک مجموعه نمایشی ایرانی به آن دست یافته است و نباید به راحتی از کنار آن عبور کرد. اثری که پخش نخستین فصل آن در نوروز سال ۱۳۹۰ و در دورانی که تلویزیون هنوز مورد توجه میلیون‌ها بیننده بود رقم خورد و پس از آن و با تمام فراز و فرودها، ساخت فصول بعدی در دستور کار قرار گرفت. مجموعه‌ای که حالا و با رسیدن به میانه پخش خود در فصل متاخر، می‌توان با نگاهی فارغ از حواشی شکل گرفته پیرامونی و با نگاهی واقع بینانه به نقد و بررسی آن پرداخت.
برای نگارنده عجیب است که چگونه در همان ایستگاه اول و با پخش نخستین قسمت، انبوهی از واکنش‌های منفی حتی از جانب برخی منتقدان سرشناس و با تجربه به این سریال وارد شد. آن هم در شرایطی که به نظر می‌رسد عوامل «پایتخت۷» زمان زیادی را برای طراحی خطوط داستانی، شوخی نویسی‌ها و ریزه کاری‌های هر شخصیت با توجه به تجربه فصول پیشین و نمودار حاصله از میزان موفقیت آن صرف کرده‌اند.
عجیب‌تر آن که نخ تسبیح این نقدهای منفی پرشمار، عموما مرتبط با مسئله عدم شکل‌گیری قصه‌ای واحد بود، حال آنکه «پایتخت» در بسیاری از فصول خود بیش از آن که وامدار طراحی روایت مبتنی بر ساختار شاه پی‌رنگ باشد، به خرده قصه‌ها و وقایع متعددی وابسته است که در نقاطی عطف گونه، شکل‌گیری بحرانی فزاینده باعث گره خوردن سرنوشت شخصیت‌های پرشمار آن به یکدیگر می‌شود.
ضمن آنکه برای ترسیم فضایی واقع بینانه از جایگاه این سریال در میان توده‌های مختلف مردم، نباید از شرایط این روزهای تلویزیون نیز غافل شد. شکل‌گیری فصول ابتدایی «پایتخت» محصول دورانی است که جامعه معاصر ایران در آن مقطع هیچ شباهتی به زمان کنونی نداشت و همچنان انتخاب اول بسیاری از مردم برای تماشای مجموعه‌های چند قسمتی، تولیدات شبکه‌های مختلف تلویزیونی بود.
از سویی دیگر، متن اجتماع هشتاد و چند میلیونی کشور هنوز گرفتار آفت‌های حاصل از ایجاد فضایی چند قطبی نشده بود. بحرانی که مرجعیت فضای رسانه‌ای رسمی را به حاشیه رانده و در نهایت باعث شد تا جمعیتی بسیار دیگر میلی به تماشای برنامه‌های رسانه ملی نداشته باشند. در چنین شرایطی عزم اهالی «پایتخت» برای ادامه پیدا کردن این مجموعه ستودنی است و فصل هفتم در قیاس با فصل پیشین به لحاظ گیرایی خطوط داستانی، نوع کنش‌ها و رفتارهای پرسوناژها و خلق لحظه‌هایی بامزه و مفرح، پیشرفت قابل توجهی را نشان می‌دهد. محور اصلی و تکیه‌گاه داستانی «پایتخت۷» همچنان در بستر خانواده نقی معمولی شکل گرفته و بسط پیدا کرده است. اما نویسنده و کارگردان در مقابل از جذابیت‌های سایر شخصیت‌های مرتبط با این خانواده نیز غافل نشده‌اند. پرسوناژهایی که راز ماندگاری و محبوبیت آن‌ها را باید در خلوص و سادگی نهفته در وجودیت‌شان جست‌و‌جو کرد و به همین دلیل خباثت‌های مقطعی آن‌ها نیز در نهایت برای مخاطب ناخوشایند جلوه نمی‌کند و هر یک راهی برای رهایی از آن پیدا می‌کنند.
نکته مهم دیگر در خصوص این مجموعه، چگونگی رو‌به‌رو شدن با خطوط قرمز تلویزیون است. مسئله‌ای که نوع به کارگیری و نمود آن در محصولات تولیدی صدا و سیما، فرسنگ‌ها با واقعیت‌های جاری در بطن زندگی اجتماعی مردم فاصله دارد و شاید بتوان این موضوع را مهم‌ترین عامل در کاهش بیننده‌های این رسانه قلمداد کرد.


آرش عباسی در مقام نویسنده، با ظرافت و هوشمندی بسیار و توسل به شوخی‌های خلاقانه و دارای معانی چندوجهی موفق شده تا به نسخه‌ای موفق برای عبور این خطوط قرمز غیر منعطف دست پیدا کند. بدین ترتیب فهم برخی از مسائل نیاز به تجربه زیسته مشخصی داشته و بدین ترتیب، نوعی درجه بندی سنی نیز در این خصوص اعمال شده است که احتمالا این موضوع، به مذاق مدیران سازمان نیز خوش آمده است.
تماشای جمعی «پایتخت» به صورت هم‌زمان توسط میلیون‌ها بیننده یادآور جامعه‌ای است که با وجود بروز تشتت‌ها و پدیدار شدن عوامل بروز افتراق سلیقه و انتظار، همچنان قابلیت هم‌زیستی و پیداکردن نقاط اشتراک در بطن آن یافت می‌شود. موضوعی فرامتنی که به واسطه شکل‌گیری برندی معتبر در فضای رسانه‌ای رسمی پدید آمده و دست یافتن به آن اصلا کار ساده‌ای نیست و نباید به سادگی از کنار این موضوع عبور کرد.
برخوردهای سلیقه‌ای منتقدان با این مجموعه نمایشی و فراموشی محدودیت‌های متعدد جاری در مدیوم تولید و پخش آن، می‌تواند باعث دلسردی عوامل پرکار و موفق این اثر شود، تا حدی که در نهایت عطای ساخت فصول بعدی آن را به لقایش ببخشند و سرنوشتی تلخ گریبان‌گیر این برند نمایشی پرطرفدار شود.

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است


آخرین اخبار

پربازدیدها