خلوت شوپنهاور با نسترن | عشقی نافرجام | پایگاه خبری صبا
امروز ۳۱ خرداد ۱۴۰۳ ساعت ۰۸:۵۴
اتاقِ آرتور شوپنهاور

خلوت شوپنهاور با نسترن | عشقی نافرجام

این واقعیت است که مردم پیش از سخن گفتن فکر نمی‌کنند، بلکه پر حرف و فریبکارند - آن‌ها به سرعت موضعی اختیار می‌کنند، و از آن پس، فارغ از درستی یا نادرستی آن موضع، صرفاً به خاطر غرور و خودرایی به آن می‌چسبند.

اتاقِ آرتور شوپنهاور

شخصیت با علامت«-»: نسترن

شخصیت با علامت«+»: آرتور شوپنهاور

 

-چی شده آرتور؟

+گمشو بیرون!

-ئه..شوپی… باز بی‌اعصاب بازی در آوردی، منم نسترن…همون که میگفتی ای عشق من…دلت میاد (با عشوه و ناراحتی)

+آخ…نسترن عزیزم…حیف که من در آلمان بودم و تو در ایران و هیچوقت زنی بر خود نگرفتم و تنهایی را به جفت بودن و میان اجتماع خشمگین و گاو ترجیح دادم…آخ نسترن کاش می‌توانستیم بریم اتاقِ کناری و با هم…(نسترن به میان حرفش می‌پرد)

-اوووووه…دو دقیقه بهت می‌خندم پر رو نشو…گفتی می‌خواهی چیزی بگی تا در فن‌پیج‌هات بگم بذارم، اومدم، بعدش تو سالهاست مُردی و منم آدمم و الان با یکی هستم.

+چمدان دست تو و ترس به چشمان من است، این غم‌انگیزترین حالت غمگین شدن است…شمشیر بر آن دست که بر گردنت است…

-شوپی بسه! تو فیلسوفی‌ها…این شعر برای علیرضا آذر هست…به خودت بیا

+اسم کثافتش علیرضاست؟

-نه اون اکسم بود الان با امیر هستم.

+تف که منو به امیر فروختی!

-آرتور تو مُردی…جمله‌ت رو میگی یا نه؟

+داشتم امتحانت می‌کردم وگرنه کی میاد تو رو بگیره. من عقابم و یه عقاب همیشه تنهاست!

_آره ارواح عمه‌ات…دوبار! ولت کنند منو می‌بری اتاق کناری

+بسه…!

-خودت بسه! من رفتم اصن!

+بمون…خواهش می‌کنم…به فن‌پیج‌های بیکار و علافم بگو این جمله رو از نقل من بنویسند.

_بجنب…

+(شوپنهاور بلند می‌شود و با حرارت جمله‌اش را بیان می‌کند) از من می‌پرسند که: چگونه ممکن است که آدم‌ها به هنگام بحث فقط در پی پیروزی باشند و به حقیقت اعتنا نکنند؟ من می‌گویم: «به سادگی»؛ این «پست فطرتیِ طبیعت بشری است.» این امر نتیجه‌ی «نخوت ذاتی» و این واقعیت است که مردم پیش از سخن گفتن فکر نمی‌کنند، بلکه پر حرف و فریبکارند-آن‌ها به سرعت موضعی اختیار می‌کنند، و از آن پس، فارغ از درستی یا نادرستی آن موضع، صرفاً به خاطر غرور و خودرایی به آن می‌چسبند. نخوت همیشه بر حقیقت غلبه می‌کند. نسترن؟ نخوت میدونی چیه؟ اوه اشکالی نداره جوجه‌ی من. نخوت یعنی جاه طلبی!!

-اوکی بای، میگم بهشون.

+خیلی بی احساس و بیشعوری، یه بوس بده…

-مگه من محرم تو هستم آقا؟؟…

+باشه برو…شامورتی بازی در نیار..به من عشق و محبت نیومده…

-آره نیومده، بمون تو اتاقت! بااای

شوپنهاور پس از رفتن نسترن، سیگارش را که بهمن کوچیک است، روشن می‌کند و با خود می‌گوید: یه عمر وینستون کشیدم اما نمی‌دونستم بهمن کوچیک یه چیز دیگه‌اس!!

توجه: **حرف پایانی شوپنهاور به لحاظ اخلاقی و عرفی صحیح نمی‌باشد و به امید اینکه دخانیات نابود شود.**

 

منبع سخن شوپنهاور مبنی بر غلبه‌ی نخوت بر حقیقت: کتاب هنر همیشه بر حق بودن اثر شوپنهاور

 

طراحی متن و نویسنده: فرید اخباری

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است


جدول فروش فیلم ها

عنوان
فروش (تومان)
  • تمساح خونی
    157/179/302/750
  • مست عشق
    103/237/962/000
  • تگزاس۳
    90/695/261/000
  • سال گربه
    56/709/470/000
  • بی بدن
    44/078/969/500
  • خجالت‌نکش۲
    21/169/122/000
  • آسمان غرب
    10/010/092/500
  • ایلیا‌جست‌وجوی‌قهرمان
    7/337/577/000
  • آپاراتچی
    5/727/672/500
  • نوروز
    3/813/610/500
  • پرویزخان
    3/382/914/500
  • قلهک
    3/216/042/500
  • عطرآلود
    2/358/247/500
  • نیلگون
    492/705/000
  • آبی روشن
    396/660/000
  • تاوان
    182/590/000
  • کوچه‌ژاپنی‌ها
    36/905/000
  • این جمعیت قابل کنترل
    240/000